گسترش شهر نشینی، توسعه شهر های موجود، ظهور شهرهای جدید و وقوع تحولات عمیق در سیما و کالبد شهرها از جمله مهمترین رویدادهای دو قرن اخیر محسوب می شوند. نتیجه آشکار انقلاب صنعتی و رشد اقتصادی مبتنی بر سرمایه در کشور های غربی، وقوع چنین رویدادی بوده و این رخداد پس از رواج صنعت و توسعه شیوه سرمایه درای به سایر سرزمین ها از جمله کشورهای توسعه نیافته نیز راه یافت. بدون تردید پدید آمدن تراکم جمیعتی ناشی از شیوه جدید زندگی، بر کلیه جنبه های حیات فردی و اجتماعی مردمان تاثیرات شگرفی داشته و دست اندرکاران امر را در حوزه های عمل و تئوری مشغول خویش ساخته است. همایش ها و سمینار های مختلفی که در این زمینه برگزار می شوند، شاهدی بر اهمیت مساله و تلاشی در جهت ارائه راهکار های جدید و حتی اصلاحاتی کلی در امر توسعه و طراحی شهری است.
در همین راستا، طراحی شهری در چند دهه اخیر اهمیت و جایگاه ویژه ای در جوامع مختلف یافته و خوشبختانه در چند سال گذشته به دلیل احساس نیاز این رشته در زمینه های مختلف شهر سازی من جمله توجه به بافت های قدیمی در قالب بهسازی و تقویت ساختار اجتماعی و بازیابی محیط شهری و حتی روستایی ... به گونه ای هر چند ضعیف ولی محسوس در میان راهکارهای پیشنهادی سازمان های مسئول قابل مشاهده است.
نیاز به متخصص و تحلیل و تطبیق نظریه های مختلف در زمینه طراحی شهری امری است مبرم که سال هاست از چشم و گوش مسولین بدور مانده و یا برنامه های تنظیم شده در این راستا یا به مرحله اجرا نرسیده اند و یا به دلیل عدم وجود ساختاری پویا و روندی مشخص در طراحی با گذشت سال ها جوابگوی نیازها و تغییرات لازمه نبوده اند. ساختاری مشخص که همه الگوها و عوامل تاثیر گذار کنونی را دارا بوده و بتواندبا روندی که در درون خود تعریف می کند، پاسخگوی تغییرات آتی یک جامعه باشد و رفته رفته خود را کامل کند، چه بسا نیاز هایی که اکنون برآورده نشده و در سال های آینده زمینه اجرایی این موارد به وجود آید. در گزارشی که ارایه خواهد شد، با تکیه بر نقش موثر طراحی شهری به بررسی اهمیت و انواع فرایندهای موجود در زمینه طراحی خواهیم پرداخت.
کلمات کلیدی: شهر، طراحی، فرایند، بافت، شهود، جدل، ساختار.
طراحی شهری در توسعه و شکل گیری شهرها
شهر را باید به عنوان بارزترین و پیچیده ترین نظام های اجتماعی به همراه تضاد های درونی اش در نظر گرفت و پویایی نظامات شهری را در طراحی آن به صورتی درونی وارد کرد و می بایست روابط بین اجزاء و نظامات شهری و چگونگی کارکرد و فرایند آنها را در کنار یکدیگر بررسی شود. طراحی شهری، مطمئناً یک محصول نیست. اما به محصولش علاقه مند است. یعنی به محیط مصنوع. شاید اگر بخواهیم دقیق تر مطرح کنیم، باید بگوییم که طراحی شهری فرآیندی است که به شکل دهی فضای شهری می پردازد، و بدین ترتیب، هم به فرآیند شکل دادن می پردازد و هم به فضاهایی که به شکل گیری آنها کمک می کند (مدنی پور، 1379: 155).
چه از زاویه نتیجه کار و چه از زاویه فرایند کار بر برنامه ها و طرح های شهرسازی گذشته خود نظر افکنیم، تاریخ 40 ساله مداخله در شهرهای کشور و مواجهه با شهرنشینی، حاکی از آن است که ما موفق نبوده ایم و اینک با دقت نظر بیشتری باید به مساله طراحی شهری نگریست. تاریخ مشترک ما و شهر هایمان نشان می دهند که مانسبت به رشد شهری در حاشیه واقع شده ایم و ملزومات رشد شهری برای رسیدن به شهری موزون و هماهنگ (یعنی زیرساخت های کالبدی و ذهنی) می بایست در دوران شهر قدیم (1335-1310) که شهر نشینی آهنگی آرام داشت، راهم می شد. چهل سال تاخیر داریم و هنوز هم باور نداریم که می بایست در صدد تدارکاین دو گونه زیر ساخت باشیم و برای زیرساخت های ذهنی همانقدر اعتبار قائل شویم که برای زیر ساخت های کالبدی ارزش قائلیم. من جمله تئوری ها و نظریاتی که در دوره های مختلف تاریخ شهر سازی جهان صورت گرفته و تحلیل و ارایه راهکارها از جانب متخصصین امر، که در جامعه کنونی ما بسیار کمرنگ و بسیاری از مواقع به حربه ای درآمدزا برای زورگیری شهرداری ها از ساکنین شهر تبدیل می شوند. چه بسا بر خلاف الزامات و پیشنهادات طرح تفضیلی، مبنی بر رعایت ارتفاع مناسب در بدنه های شهری، با فروش تراکم، موجبات نابسامانی های جبران ناپذیری را فراهم آورده اند.
باید توجه داشت که متخصصین در چه فرایندی شهر را برنامه ریزی و طراحی می کنند و حضور طراحان شهری در این فرایند کجاست؟ و آیا اصلا فرایندی مشخص در طراحی وجود دارد و یا اینکه به گونه ای موضعی و موقتی با مقولهشهر برخورد می کنند؟ از چه مرحله ای، به بعد سوم شهر و ساماندهی سیما و منظر شهری پرداخته می شود و تاثیرات گذر زمانی را نیز بر آن در نظر گرفت؟ پشتوانه تحقق پذیری اهداف طرح های فرادست، چگونه در فرایند طرح های جدید پیگیری، مدیریت، زمانبندی و اجرا می شود؟ آیا در مسیر اجرا، ساختاری مناسب و هوشمند مسولیت کنترل را با اهداف طرح های فرادست به عهده دارد؟ اینها سوالاتی هستند که ذهن هر متخصصی را به خود مشغول می دارد و با طبع باید توسط همین کارشناسان پاسخ داده شود.
دکتر کوروش گلکار در مقاله ای فرآیند را از خصیصه های بنیادین طراحی شهری معرفی می کند. دو دیدگاه فرآورده و فرایند دو قطب یک طیف را تشکیل می دهند که در طول طیف مذبور نقاط متعددی وجود دارند که ضمن گرایش نسبی به یک قطب خاص، به قطب دیگر نیز بی توجه نیستند.
با استناد به تعریف یاد شده و با مروری کلی بر چگونگی تخصص طراحی شهری در وهله اول با فرایندی روبرو می شویم که کالبد شهر را در ساختاری چند بعدی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد و در ادامه راهکارها و الگوهایی را با پشتوانه منطق توسعه پویا در زمان و مکان مشخص ارایه کرده و به تحلیل و تطبیق آنها می پردازد؛ چنین روندی سرآغاز نگرشی از دیدگاه این حرفه به توسعه سه بعدی زیستگاه ها با توجه به بعد چهارم یعنی زمان است. گستره ای وسیع و پرتکاپو از فضاهای متفاوت شهری که تحت تاثیر مسائل سیاسی و اقتصادی مستقیم جامعه بوده و در دوره ها مختلف زمانی، وجهه ای دیگر به خود می گیرد. و نیازمند ارایه راه حل های جدیدی است. در چنین عرصه ای است که دیدگاه های طراحی شهری به صورتی انعطاف پذیر، در جهت پاسخگویی به موارد ذکر شده، به خصوص در مورد شهرهای جدید وارد عمل می شود و ایده های طراحی و ساماندهی خود را بیان می کند.
کولین رو در کتاب خود موسوم به «کولاژ شهر» به این نکته اشاره می کند که طراحان می بایست در شهر های موجود، از طریق اضافه نمون و یا اصلاح و تنظیم چیزهایی که از قبل در آنجا موجود بوده اقدام نمایند. یعنی فرآیندی که بیشتر شبیه به هنر کولاژ است تا هر شکل دیگری از هنر ها. در مورد تدریجی و مرحله به مرحله بودن مداخلات طراحی شهری گفته اند: «در رابطه با شهر های موجود، طراحی شهری عبارت است از «تعمیر شهری» که در آن همه پروژه ها، هر چند کوچک، تقویت تدریجی بافت شهری و مرمت سامان یافته ی نقاط ضعیف آن کمک می نمایند» (گلکار، 1378: 24).
تعریف فرایند از دیدگاه دیوید برلو
دیوید برلو در کتاب «فراگرد ارتباط» درباره فراگرد چنین می نویسد: «یک فرهنگ لغت، فراگرد را چنین تعریف می کند: هر رویدادی که یک تغییر ممتد در زمان را نشان دهد و یا هر عمل یا نحوه عملی که ممتد باشد».
از مجموعه نوشته های برلو در آن کتاب می توان چنین نتیجه گرفت که:
• فراگرد ایستا نیست، بلکه پویاست.
• فراگرد آغاز و پایان ندارد.
• اجزاء و عناصر یک فراگرد دارای کنش های متقابل اند.
• دارای ردیفی از اجزاء نیست (محسنیان راد، 1384: 70 تا 75).
از مجموع تعاریف ارائه شده در زیر برای طراحی شهری، می توان واژه فرآیند را بعنوان یک واژه کلیدی چنین ریشه یابی کرد.
• طراحی شهری بعنوان «روند» شکل دادن به شکل کالبدی شهر.
• طراحی شهری «فرآیندی» تکاملی و مستمر است که باید در چهار چوب تغییرات مداوم تحقق پذیرد.
• طراحی شهری تصویری است که از طریق یک «فرآیند» واقعیت پیدا می کند.
• طراحی شهری عبارت است از فعالیت ها، عملیات و «فرآیند هایی» که به نظام دهی ظاهری و عملکردی به محیط کالبدی است (بحرینی، 1377: 28).
سه مدل عمومی برای فرایند طراحی
بسیاری از طراحان، شاید اکثریت آنها فرایند طراحی را کاملاً شهودی و غیر قابل توضیح می دانند. افراد دیگر طراحی را فرآیندی عقلی دانسته اند و گروهی دیگر آن را فرآیندی جدلی می دانند.
- روند طراحی به عنوان فرآیندی شهودی:
بسیاری از طراحان محیط، به ویژه معماران، عمل طراحی را رشته ای از اعمال می دانند که درونی و غیر قابل تمایز هستند. فرض می شود که فرآیند طراحی فرآیندی از تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی است که در آن طراح، «جعبه سیاهی» که داده های کسب شده را در فرآیندی مرموز به نتیجه قابل ارائه تبدیل می کند. بعنوان مثال طراحی شهر های اولیه تمدن دره اینوس یا معابد امریکای مرکزی و جنوبی یا کلیساهای اروپا به تفکر خود آگاه قابل ملاحظه ای توجه داشته اند. طراحان آن دوران از فرآیند طراحی درکی شهودی داشتند. از زمان ویترویوس طراحی معماری، فرآیند گزینش اجزاء برای دست یافتن به کلی واحد است. نظر آلبرتی در این مورد بی شباهت به نظریه او نیست.
- روند طراحی بعنوان فرآیندی عقلی:
در این رویه فرآیند تصمیم گیری مجموعه ای از اعمال مجرد به حساب آمده است که در یک نظم خطی متوالی به وقوع می پیوندند. بر اساس این نظریه فرآیند، هرچه مسائل با دقت بیشتری تحلیل شوند، دانش جامع تری بدست می آید و گاهی اوقات محاسبات ریاضی از رویکرد های شهودی خالص رویه عمل طراحی را به نتایج بهتری می رسانند.
یکی از نافذ ترین مدل های طراحی، مدل پیشنهادی «کریستوفر آلکساندر» است. مدل آلکساندر که در تمام حرفه های طراحی محیط کاربرد دارد، رویه عملی طراحی را به دو مرحله اصلی تجزیه و تحلیل، و ترکیب تقسیم می کند.
در مدل آلکساندر مرحله ی تجزیه و تحلیل شامل تجزیه ی مسئله به اجزائی مستقل، ایجاد سلسله مراتبی در میان آنها، و یافتن الگوهایی از محیط است که پاسخگوی نیاز های هر جزء مسئله باشد. فرآیند طراحی شامل ترکیب این اجزاء در کلی واحد است.
«لاگیر» خاطر نشان می کند فرآیند طراحی عبارت است از تجزیه، حل اجزاء و ترکیب راه حل های بخشی در کل واحد که با نام فرآیند روش عقلایی شناخته شده است.
- روند طراحی بعنوان فرآیندی جدلی :
یکی از رویکرد های غالب به این نوع فرآیند، رویکرد «رتیل» است. او فرآیند طراحی را به این گونه شرح می دهد: «طراح برای یافتن راه حل با خود و دیگر افراد ذی نفع جدل می کنند. او زمینه درک وضع موجود را فراهم می آورد. در دوره کار او اصول راه حل رشد می کند و اجرای مورد انتظار و تصمیمات راجع به آن ارزیابی می شود. گروه های ذی نفع در هر دوره اجرا با قبول خطرات آن مشارکت می کنند. از این طریق مسائل همراه با به دست آوردن تصویری روشن تر از راه حل ها دسته بندی میشوند».
در این فرایند دو فعالیت اصلی وجود دارد: ایجاد تنوع، یعنی تشخیص یا تبیین مسئله یا راه حل های ممکن؛ و تقلیل تنوع، به معنای پیش بینی اجرا و ارزیابی و انتخاب مطلوب ترین راه حل حسئله. این فعالیت ها به ترتیب انجام می شوند، ولی رویه انجام آنها فرایندی خطی نیست که مراحل آن به دنبال هم قرار گیرند، بلکه فرآیندی مداوم و جدلی است (لنگ، 1381: 41 تا 49).
نتیجه گیری
می توان با فهم کلمه ی فرآیند و مباحثات آمده در متن را در قالب یک تعریف ساده بدین صورت بیان کرد:
طراحی شهری فرآیندی است جدلی به لحاظ فنی، اقتصادی، اجتماعی، انسانشناختی که سعی دارد تا به مجموعه ای از کیفیت های محیطی عرصه های بیرونی همگانی، بعنوان یک هدف (فرآورده) دست یافته و همچنین خصوصیات و ویژگی های بارزی را در زمینه طراحی شهری داراست:
1- تعریف بهتر، روشنتر و کاملتر مسائل
2- بهینه یابی و درنظر گرفتن راه حل های متعدد و متنوع
3- تسهیل اجرا
4- تصمیم گیری و طراحی منطقی
5- تصمیم گیری باز و صریح
6- مشارکت
7- تصمیم گیری پیچیده
8- تصحیح تصمیمات
9- بالا بردن کارائی در طراحی
10- منظم کردن مراحل طراحی
آشنایی با برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج شهری
نویسنده: آیت جهانبانی کارشناس ارشد وپژوهشگر مطالعات شهری
در این نو شتار سعی گردیده تا با تعریف جامع و مختصر از برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج در رابطه با شهر و شهرسازی (برنامه ریزی شهری)، شهروندان را با مسایل تخصصی شهری آشنا نمود.
شهر:
تعاریف و برداشت های مختلفی از شهر وجود دارد که دارای تشابهات و تفاوت هایی است. طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد. از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشد. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال65 شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از 5 هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد.
برنامه ریزی شهری:
یعنی ساماندهی کالبدی- فضای شهر. از طرفی برنامه ریزی شهری عبارت است از تأمین رفاه و آسایش شهرنشینان از طریق ایجاد محیطی بهتر، مساعدتر، سالم تر، آسان تر، موثرتر، و دلپذیرتر. برنامه ریزی شهری یک فعالیت زنده و پویا است و علت پویایی اش آن است که شهر مانند یک موجود زنده است. به مانند یک سیستم عمل می نماید که طیف وسیعی از فعالیت ها (تمام زندگی شهری)، عملکردهای شهری را پوشش می دهد.
شهرسازی:
به مجموعه روشها و تدابیری گفته می شود که متخصصان امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند. یا به عبارتی شهرسازی یعنی مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری. شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسایل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود، توسعه و به طور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند.
مدیریت شهری:
عبارت از اداره امور شهربه منظور ارتقای مدیریت پایدار مناطق شهری، با در نظر داشتن و پیروی از اهداف، سیاست های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور. یا مدیریت شهری به عنوان یک چارچوب سازمانی توسعه شهر، به سیاست ها، برنامه ها، طرح ها و عملیاتی اطلاق می شود که بتوانند رشد جمعیت را با دسترسی به زیرساخت های اساسی؛ مانند مسکن و اشتغال مطابقت دهند.
طرح ریزی شهری:
عبارت از مطالعه کیفیت فضاها، کیفیت فیزیکی طرح ها، ارایه طرح های فیزیکی از فضاها و شناخت کیفیت فیزیکی شهری. بوجود آوردن مجموعه های فیزیکی است که در آن بیشتر به کیفیت فضاها و کیفیت فیزیکی طرح ها توجه می شود. در طرح ریزی شهری، روش های تحلیل بصری فرم های شهری بی اندازه موثرند. هدف طرح ریزی شهری جستجوی کیفیات زیبایی بصری از فرم شهری است که بر اساس مصرف اراضی پیش بینی شده در برنامه ریزی شهری قرار دارد. سیاست هایی را که شهرداری ها در رابطه با ضوابط ساختمانی شهر اعمال می نمایند، می توان جزئی از طرح ریزی شهری دانست. طرح ریزی شهری بیشتر با عوامل زیبایی شهری سروکار دارد. یکی از جنبه های مطالعاتی، جنبه کیفی عوامل فرهنگی و اجتماعی شهر است.
سیما و منظر شهر:
سیمای شهری تمام عواملی از شهر را که به دیده می آید و چشم قادر به تماشای آن است؛ یعنی تمام این عواملی که به صورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی عمل می کند. از جمله نکاتی که درباره سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده آید، به ذهن سپرده شود و سبب شادی و نشاط گردد. منظر شهری نیز هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. منظر شهری چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیر ساخته شده است. دو مفهوم سیما و منظر شهری اکثراً به یک معنا و مفهوم و با هم به کار برده شوند.
طراحی شهری:
طراحی شهری تأکید بر کیفیت محیطی عرصه های جمعی و سامان بخشی کالبدی این عرصه ها در جهت ارتقاء کیفیت عملکردی، تجربی، زیباشناختی و زیست محیطی دارد. با کیفیت کالبدی و فضایی محیط سروکار دارد. عبارت از هنر طراحی شهر به صورت سه بعدی، که فعالیت آن در حوزه ای میان معماری، منظر شهری، مهندسی و برنامه ریزی قرار می گیرد. طراحی شهری به صورت فرایندی انسانی در می آید که با بهبود کیفیت کالبدی محیط زیست سروکار دارد. طراحی شهری به طراحی شهرها بدون طراحی ساختمان ها می پردازد که در اینجا مقصود فضاهای عمومی است. یا اینکه حوزه طراحی شهری اساساً فضای بین ساختمان ها را شامل می شود و پیداست که فضای عمومی بین ساختمان ها عموماً خیابان ها و میدان ها است که همان فضاهای عمومی است.
طرح هادی شهری:
طرح هادی طرحی است برای گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه حل های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند. در واقع اصول کلی توسعه شهرها و هدایت این توسعه را مورد توجه قرار می دهد. آنچه در طرح های جامع شهری بایستی مورد مطالعه ریز قرار گیرد، در طرح هادی به صورت کلی تری مطرح می گردد. از طرح های هادی می توان به عنوان راهنمای توسعه شهر نام برد. این طرح ها از سال 1334 به صورت طرح های گذربندی و شبکه بندی برای شهرها در کشور شروع گردیدند. معمولاً برای دوره زمانی ده ساله و برای شهرهای کوچک و یا شهرهای که کمتر از 25000 نفرجمعیت دارند، تهیه می شود. بیشتر برای شهرهایی تهیه می گردند که فاقد طرح جامع بوده و یا امکان اجرای طرح جامع در آنها فراهم نشده است. طرح هادی دارای سابقه طولانی تری نسبت به طرح های جامع بوده و توسط وزارت کشور تهیه شده که با تشکیل دفاتر فنی استانداری ها، وظیفه تهیه طرح های هادی در هر استان به عهده این دفاتر واگذار گردیده است.
طرح جامع شهری:
به منظور تدوین برنامه و تعیین جهات توسعه شهر و تأمین نیازمندی های آن بر مبنای پیش بینی ها و اهداف توسعه شهری تهیه می شود. طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مس ی، صنعتی، خدماتی، اداری و... ، تأسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندی های عمومی شهری، خطوط کلی اتباطی و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات، تجهیزات و تعیین محدوده های نوسازی، بهسازی و... تعیین می شود. بیشتر در مورد شهرهای بزرگ و شهرهایی که بیش از 25000 نفر جمعیت دارند تهیه می گردد. در واقع به شکل برنامه راهنما عمل می کند یا به شکل سیستمی است که خط مشی اصولی و کلی سیاست های شهری را تعیین می کند. طرح جامع را می توان منطقی جهت انتخاب الگوی صحیح استفاده از اراضی شهری دانست. روش انجام طرح جامع عبارت از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویت ها، انجام پیش بینی های لازم، ارایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری و اجرای آنها می باشد. در واقع طرح های جامع در دو مرحله تهیه می شوند. مرحله اول شامل انجام بررسی ها، شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی، اقلیمی، تاریخی و بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و در بخش آخر این مطالعات جمع بندی و تجزیه و تحلیل می باشد. در مرحله دوم، طرح کالبدی شهر و گزارش های مربوطه ارایه می شود. پس از انقلاب نام طرح های جامع به طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهرها تغییر یافت. به دلایلی نیز مراحل کار نیز از دو مرحله به چهار مرحله افزایش یافت. ویژگی های عمده این طرح ها در معطوف نمودن توجهات به مباحث توسعه و عمران شهری به جای توجه صرف به بحث های کالبدی و نیز توجه به حوزه نفوذ شهرها می باشد.
طرح تفصیلی:
طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود. به دنبال طرح جامع و به منظور انجام برنامه های اجرایی تصویب شده این طرح تهیه می گردد. طرح تفصیلی در حقیقت تنظیم برنامه ای مفصل و انجام اقدامات جزء به جزء در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. شامل چهار مرحله است:
مرحله بازشناسی
مرحله تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی
مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها
مرحله انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی
سابقه تهیه طرح های جامع و تفصیلی به حدود سال های 47-46 برمی گردد. سازمان مسئول تهیه طرح های جامع و تفصیلی وزارت مسکن و شهرسازی است. این طرح ها در ابتدا برای شهرهایی که طرح جامع آنها به تصویب رسیده بود انجام پذیرفت. پایه و اساس فکر تهیه طرح های تفصیلی در دهه 50 از آن زمان آغاز شد که شهرداری ها در مواجهه با طرح های جامع، به لحاظ کلی بودن مطالعات، امکان پیاده نمودن و اجرای دقیق آن را فراهم نمی دیدند.
محدوده شهر:
برای انجام خدمات و فعالیت های شهری و اقدام در جهت تأمین ساختمان ها، فضاهای شهری و برنامه های عمران شهری حدودی لازم است که بتوان در آن حدود به انجام خدمات شهری و برنامه ریزی در زمینه این خدمات پرداخت. لذا، حدودی را برای این خدمات تعیین می کنند و معمولاً این حدود از طرف مسئولین امور شهری و شهرداری ها مشخص می شود تا بتوان در یک برنامه زمانی مشخص به نوسازی و گسترش شهر پرداخت و خدمات شهری مورد نیاز آن را اعم از برق، آب، تلفن، مسکن، فضای سبز و ... تأمین کرد. این حدود را معمولاً محدوده شهر می گویند. اما در صورتی که شهر در تمام این محدوده گسترده نشده و تنها در قسمت هایی از آن توسعه یافته باشد، مقدار اراضی ساخته شده را در داخل این محدوده شهری، محدوده ساخته شده شهر گویند. در واقع محدوده ساخته شده شهر عبارت از مساحت محدوده شهر منهای اراضی ساخته نشده در داخل این محدوده. همچنین در جهت توسعه های بعدی شهر در مراحل زمانی آینده در اطراف محدوده شهرها حدودی دیگر تعیین می شود که به حریم شهر معروف است. در حقیقت این اراضی جهت گسترش های آتی شهر در نظر گرفته می شوند. حریم شهر را می توان همان خط کمربندی شهر نیز در نظر گرفت.
منطقه بندی:
چگونگی تقسیم و تخصیص اراضی شهر به فعالیت ها و کاربری های مختلف و مهمترین ابزار برای سامان دادن به نظام کاربری زمین محسوب می گردد. ضوابط منطقه بندی نقش اساسی در توزیع و تقسیم کاربری های مختلف و نسبت آنها به یکدیگر دارد و در نتیجه ارتباط تنگاتنگی با موضوع سرانه های کاربری زمین پیدا می کند. یا می توان گفت منطقه بندی عبارت از تقسیم کالبد یک جامعه شهری به منطقه ها برحسب نحوه استفاده از آن در اراضی حال و آینده به منظور نظارت و هدایت عمران اراضی. اصل اساسی در منطقه بندی آن است که شهر به بخش یا منطقه های مختلف تقسیم شود و هر منطقه در جهت اهداف صحیح و درست در موقعیت مکانی مناسب مورد استفاده قرار گیرد.
کاربری زمین:
استفاده از زمین برای کاربردهای مختلف و تعیین مکان استقرار فعالیت ها است. البته تنها تقسیم زمین و تدوین مقررات استفاده از آن مدنظر نیست، بلکه تمام عوامل موثر در کاربری زمین (اقتصادی، اجتماعی، منافع عمومی، محیط زیست، ایمنی، مدیریت و... ) مورد مطالعه قرار می گیرد.
یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است. موضوع اصلی در برنامه ریزی کاربری زمین، نحوه تخصیص زمین به کاربری های مختلف و هماهنگ کردن آنها با یکدیگر است.
سرانه های شهری:
یکی از ابزارهایی است که در فرایند برنامه ریزی کاربری زمین، برای محاسبه و برآورد اراضی و توزیع آن میان فعالیت ها یا کاربری های مختلف به کار می رود. در واقع سرانه کاربری زمین به عنوان نوعی معیار و شاخص کمی برای سنجش و مقایسه تغییرات کاربری در جریان زمان مورد استفاده قرار می گیرد. سرانه کاربری زمین تبلور و بیان کمی مجموعه سیاست ها، روش ها و الگوهایی است که برای تعیین انواع کاربری ها، تقسیم اراضی، توزیع فضایی فعالیت ها، ضوابط منطقه بندی، تدوین استانداردهای کاربری و غیره به کار گرفته می شود. امروزه بسیاری از مفاهیم فوق نظیر برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، طراحی شهری، طراحی منظر و... به عنوان رشته های تحصیلی در دانشگاه های معتبر وجود داشته و متخصصان مختلفی از این علوم در سازمان های ذیربط نظیر وزارت کشور، مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت، استانداری ها، شهرداری ها، مهندسین مشاور شهرسازی و معماری مشغول فعالیت بوده و در روند توسعه شهرها تأثیر گذار هستند.
شورا در معنی لغوی آن، رایزنی و مشورت کردن است و در زبان عربی به معنی برچیدن عسل از خانه زنبور و ریاضت دادن اسبان است تا بر آنها سوار شوند. لیکن در زبان عربی نیز معنی لغوی مراد نبوده بلکه معنی متداول آن عبارتست از: تجمعی برای رایزنی، نظرسنجی و تصمیم گیری می باشد. تمام نحله های فکری، مکاتب و ادیان بر مشورت بین افراد و یا به شکل سازمان یافته تر بر شورا تدکید دارند و در دین مبین اسلام و سیره نبی اکرم(ص) نیز کراراً بر این امر تأکید شده است. «و امرهم شوری بینهم و شاورهم فی الامر» قرآن کریم. اما مشورت شارمان یافته در امور عمومی نیز سابقه ای کهن دارد. در اجتماعات باستانی شورای ریش سفیدان به ویژه در بین النهرین و مصر، امور آبیاری و سازمان دهی کار دسته جمعی را بر عهده در بوده اند. و از جمله اولین شوراهای سازمان یافته با مفهوم سن هدرین در قوم یهود قابل شناسایی در تاریخ است. در یونان باستان شوراها ارکان ادراه شهربودند و تالار شهر و سپس «اگورا» محل برگزاری جلسات شورا بودند. بی مناسبت نیست بدانیم که در تمدن رم باستان زنان ابتدا جزء شهروندان به حساب نمی آمدند! و مدتها بعد توانستند به جرگه شهروندان بپیوندند که نشان از سابقه این نوع بیماری اجتماعی در تمام جوامع داشته است. حضور شوراها در جوامع غربی حتی در حاکمیت یکسان در قرون وسطی (1453- 476 میلادی) علیرغم محدودیتهای بسیار تا حدی موجود بود که از آن جمله به شورای شهر «ونیز» می توان اشاره کرد. با افول قرون وسطی و ظهور رنسانس در اروپا، شوراها در قالب و مفهوم وسیعتری یعنی «جامعه مدنی» مطرح می شود و به بیان دیگر در ذیل آن قرار می گیرد. جامعه مدنی شامل تمام فضاهایی است که از یکسو به حکومت مربوط نیست و زیر نفوذ کامل حکومت قرار ندارند و از سوی دیگر خارج از حیطه فردی و فیمابین فرد و حکومت قرار می گیرد و عملاً در تمایز سه عرصه خصوصی و عمومی و حکومتی جایگاه مهم و گستره عمومی را شامل می شود و به شهروندان تعلق دارد. تاریخچه شورا و انجمن شهر در ایران: نظام حکومتی در یاران طی قرون متمادی(حدود2500 سال) و بر حسب شرایط جغرافیایی و امنیتی و اجتماعی کشور «نظام استبدادی شاهی» و یا به تعبیر ماکس وبر «سلطان سالاری» بوده و با غلبه یکسویه این نظام، آنها با ارتش حرفه ای و کار آمد، عملاً شرایطی را فراهم آورده بودند که ایرانیان باستان خصوصاً روستاییان برای تأمین امنیت از حمله و تجاوز مهاجمان و حفظ خود، قدرت و استبداد را ضروری می دانستند و تجار و پیشه وران شهری هم برای حفظ خود و سرمایه حاصله استبداد را ترجیح می دادند. و طی سالیان طولانی سه رکن جامعه ایران (روستائیان،ایلات و عشایر و نظام شهری) در تعادل پایدار گذران روزگار کرده اند و عملاً با وجود استبداد پدیده های گوناگونی که با مردم سالاری رابطه دارند، فرصت عرض اندام به کف نمی آورند. پس از پیروزی انقلاب مشروطیت در زمان مظفرالدین شاه(1285 خورشیدی) و تصویب قانون انجمنهای ایالتی و ولایات (1286 خورشیدی) اولین قدم در خصوص مردمی کردن مدیریت شهری برداشته شد و جالب اینکه چهار سال بعد در سال1290 دولت وقت مجوز انحلال این نهاد مردمی را از مجلس شورای مای دریافت کرد! نظام شورایی تا پیروزی انقلاب اسلامی بدون نمود چشمگیری همیشه در حاشیه و بی خاصیت باقی ماند ولی با تحولات انقلاب اسلامی ، مباحث شورایی بطور جدی مطرح و در اصول قانون اساسی نیز توجه مناسبی بهآن صورت گرفت. و در اصول 100 الی 106 جایگاه و وظایف کلان شوراها تصریح شد. لکن تا استقرار نظام شورایی مردم ایران 20 سال منتظر نشسته و دولت و مجلس مکرراً قوانین مربوط به شوراها را تجدیدنظرکردند و قانون سال 1375 خورشیدی با حداقل اختیارات شوراها و حداکثر اختیارات دولت و چسبندگی چشمگیر این نهاد مردمی با حاکمیت از تصویب مجلس پنجم شورای اسلامی گذشت و شوراها در امتداد ساخت سیاسی حاکمیت به عنوان یک کارگزار محلی شناخته شدند. تقویت شورا و افزایش اختیارات آنان به منظور تحقق «مدیرت واحد شهری» و نظارت بهتر بر عملکرد نهادهای خدمات رسانی شهری و تبدیل نشده آنها به حیاط خلوت شهرداریها، می بایست سرلوحه کار دولت عدالت محور و مجلس محترم قرار گیرد. البته در گزینش نیروهای داوطلب برای عضویت در شوراها بایستی حساسیت بیشتری مبذول گردد تا نیروهای با فضیلت، شایسته و امانت دار که روحیه افزون طلبی، انحصار گرایی و رانت خواری نداشته باشند برای ارائه خدمت صادقانه به مردم معرفی گردند زیرا تجربه و مدل مدیریتی موفق در نظام شورایی یعنی «حذف رانت خواری و سوء استفاده در مدیریت شهری» و به گمان بنده مافیای قدرتمندی که به جای متخصصان متعهد، شهرها را می سازند و به نفع منافع خود شکل می دهند و صاحبان ثروتهای بادآورده هیچگاه پذیرای این مولود نبوده و به هیچ وجه آرزومند موفقیت و افزایش اختیارات و نظارت شوراها نمی باشند.
وظایف شهرداریها در حوزه خدمات شهری عمده وظایف شهرداریها در حوزه خدمات شهری در چا رچوب مفاد ماده 55قانون شهرداری تعریف شده است.وآنچه که به عنوان خدمات شهری توسط این نهاد عمومی انجام میشود به شرح زیر است:
1- خیابان سازی وآسفالت سازی شامل:-احداث وتوسعه وتسطیع معابر-آسفالت-جدول سازی –پیاده روسازی –تعمیرات ولکه گیری آسفالت وکف سازی های معابر
2-خدمات بهداشتی شهری شامل:-رفت وروب ونظافت شهر-جمع آوری وحمل ودفع زباله-خدمات بهداشتی ودرمانی –کشتار گاه –گورستان وغسالخانه –مبارزه با آلودگی هوا
3-پارک سازی ودرختکاری وزیباسازی شهر شامل:-ایجاد وتوسعه ونگهداری پارکها –در ختکاری معابر (ایجاد ونگهداری) –میادین وتزیُنات شهری –چراغانی وجشن ها
۴-حفاظت شهر شامل:-جلوگیری از وقوع حریق-اطفاء حریق-سیل بندی ومسیل ها –دفاع غیر نظامی –رفع خطر ازساختمان های شکسته وکهنه ومزاحم-ترافیک
5-فواید عامه شامل:-آب فاضلاب- برق-گاز
6-خدمات اجتماعی شامل:-امور اصناف وپیشوران ونظارت در نرخ هاواوزان-خانه سازی وتجدید بنای محله های قدیمی-جلب سیا حان وهتل ومهما نخانه –حمل ونقل شهری –امور ورزشی وتربییتی وتفریحات سالم-موزه هاونمایشگاه هاوکتابخانه های عمومی بر اساس قانون شهرداریها(1334)تقریبا تمام تاسیسات شهری از جمله تاسیسات آب ففاضلاب وبرق زیر نظر شهرداری ها اداره می شد،اما بارشد وگسترش نظام اداری کشور ،اداره این تاسیسات به سازمانهای دولتی وابسته به وزارت نیروواگذار گردید واداره تاسیسات گاز رسانی نیز بر عهده شرکت ملی گاز ایران نهاده شد وشهرداریها نقش قبلی خود را در اداره تاسیسات خدمات شهری در جهت تاُمین انرژی از دست دادند . اما اکنون تاسیساتی که در مدیریت وبرنامه ریزی آنها به عهده شهرداری است، عبارتند از گورستان ها ، میادین میوه وتره بار،پایانه های مسافر بری وگشتارگاه های شهری .همان طور که بیان شد شهرداری هابه عنوان نهاد اجرایی ،مدیریت شهری که وظیفه حفاظت از فضاهای شهری ،ساخت وساز واجرای برنامه های توسعه شهری را بر عهده داردلذا هر گونه دخلوترف درفضای شهری باید باکسب اجازه از این نهاد صورت گیرد .وظایف خدمات شهری شهرداریها از نظر توزیع اعتبارات بودجه ای -درقالب برنامه های زیر تعریف ودسته بندی شده است:1-برنامه رفت وروب ونظافت شهر الف-رفت وروب ونظافت شهر ب-جمع آوری ودفع زباله ج-دفع حیوانات مزاحم
2-برنامه نگهداری وبهبود محیط شهری الف-اداره امور گشتارگاه ها ب-اداره امور گورستانها ج-اداره امور پارکها وفضای سبز 0(نگهداری پارکهاو فضای سبز نگهداری میادین) د-پلاک کوبی ونام گذاری
3-امور آتش نشانی و خدمات ایمنی وحفاظت شهر الف –جلو گیری از وقوع حریق واطفاءآن ب- رفع خطرازساختمان های شکننده وکهنه ومزاحم ج-نگهداری ولایروبی مسیل ها د- هدایت آبهای سطحی ذ- نگهداری ومراقبت از شبکه فاضلاب
4-برنامه بهبود ترافیک الف-ترافیک شهری (مطالعات ومدیریت سیستم حمل ونقل ترافیک)ب-اداره امور پارکینکها وپاراکو مترها )
5-برنامه حمل ونقل شهری الف-اتوبوس رانیو مینی بوس رانی ب- تاکسیرانی ج- اداره امور حمل ونقل زیر زمینی
6-برنامه خدمات اجتماعی الف- اداره امور هتل ها ورستوران ها ی وابسته به شهرداری ب- نگهداری مجتمع های تفریحی وابسته به شهرداری ج-کمک در امور ورزشی، تفریحات سالم ونظارتبر امور سینما ها با توجه به موارد مذکور به نظر می رسد شهرداریها به عنوان مهم ترین عامل ایجاد مولفه های ز ندگی شهری وظایف خطیری پیش رو داشته وعلاوه بر انجام وظایف پیش بینی شده در قانون شهرداری ها وافزایش رو به رشد تعداد شهر هاو جمعیت شهر نشینی،وظیفه شهرداری ها به عنوان ارایه کننده بخشی از خدمات شهری صرف ،از اهمییت بیشتری بر خوردار باشد.گر چه این توجه در قانون برنامه سوم وچهارم اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی کشور مدنظر قرار گرفته است ولی تاکنون در واگذاری وظایف جدید (البته وظایف منتزع شده از شهرداری ها در سال های قبل) اقدام عملی صورت نگرفته است .شهرداری ها به منظور ارایه خدمات مطلوب به شهروندان و به د لیل گستردگی حوزه خد مات شهری ،ووظایف خاصی که در نظافت ورفت وروب شهر،خدمات حمل و نقل عمومی ،خدمات ایمنی و....بر عهده دارندعموماً اقدام به تاسیس سازمان های تخصصی متولی،خدمات شهری در حوزه های مختلف به شرح زیر می نمایند البته این واحد ها با توجه به بزرگی شهر ودرجه شهرداری متفاوت،متنوع ودارای وظایف خاص نیز می باشند،بنابراین تشکیل نهاد های تخصصی برای انجام وظایف خاص یکی از برنامه های حکومت های –سازمان پارکها وفضای سبز – سازمان گورستا ن ها-سازمان میادین میوه وتره بار-سازمان زیبا سازی- سازمان گشتارگاه ها-سازمان بازیا فت وتبدیل مواد-سازمان خدمات موتوری سازمان اتوبوسرانی –سازمان مینی بوسرانی –سازمان نظارت بر تاکسرانی خدمات شهری ومشارکت مردمی مشارکت اگر چه به معنای عام آن از دیر باز بازندگی انسان پیوندداشته،اما به معنای جدید ازعرصه سیاست وپس از جنگ دوم جهانی آغاز گردید.علی رغم شکل گیری اندیشه مشارکت درتمام ابعاد زندگی،این گستردش هنوز به صورت علمی دیده نمی شود.در میان عواملی که ازگسترش سریع مشارکت جلوگیری می کنند،نبود فلسفه ای که کوشش های مشارکت جویا نه رافراهم آورد،فهم آن راآسان گرداند ونسبت به آن تعهد بیا فزاید بارز است.مشارکت پدیدهای ذهنی است که بدون فلسفه ای کارساز وراهگشا نمی تواند به صورت جزیُ از فرهنگ مردم درآید.تازه ترین زمینه مشارکتً مشارکت شهروندان دراداره امور شهر هاست.ًاین مشارکت یکی ازالزامات زندگی شهری است وهنگامی تحقق می یابد که شهرنشینان از حالت فردی که صرفاًدر مکانی به نام شهرزندگی می کنند درآیندوبه شهروند بدل شوند.واژه مشارکت از حیث لغوی به معنای درگیری وتجمع برای منظور ی خاص می با شد.درمورد اصطلاح آن بحث های فراوانی شده است ولی در مجموع می توان جو هره اصلی آنرا درگیری،فعالیت وتاثیرپذیری دانست،لذا می توان گفت مشارکت عبارتست از در گیری ذهنی وعاطفی اشخاص درموقعیت های گروهی که آنان رابر می انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یکدیگررا یاری دهند ودر مسوُلیت کارشریک شوند.وقتی ازمشارکت مردم دراداره امور شهر ها سخن می گوییم،بلا فاصله متوجه تنوع بسیارزیاد آن شده ومشاهده می کنیم که طیف های وسیعی رادر درون خود جای می دهند واین پرسش مطرح می شود که ظر فیت مردم یک شهر برای مشارکت در ارایه خدمات شهری شهرشان توسط چه عاملی تعین می شود؟پاسخ این پرسش بستگی به چند عامل دارد:-فرهنگ سیاسی مردم-میزان فراهم بودن مقتضیات مدیریت مشارکتی –قواعد وقوانین حاکم برزندگی مردم اداره امور شهرها وارایه خدمات شهری در تمام شهر های دنیاواز جمله کشور ایران،مستلزم هزینه کردن مقادیر قابل توجهی است.به طور معمول شهرداری ها به عنوان متولیان اصلی ارایه خدمات شهری ،برای تامین هزینه فعالیت های خود ازپنج منبع اصلی استفاده می کنند.1
1-دریافت ازدولت مرکزی وکمک های بلا عوض بخش دولتی
2-دریافت عوارض ومالیات از شهروندان
3-فروش اموال ودارایی ها وعواید متفرقه
4-فروش کالا هاوخدمات تولید وعرضه شده توسط شهرداریها
5-دریافت وام نقش ومشارکت مردم در تامین مالی هزینه های خدمات شهری درچه زمینه هایی تجلی می کند؟بیشتر متخصصین متعقدند که این نقش بیشتر در زمینه پرداخت عوارض ومالیات متجلی می شود.شهری که مردم آن قادر به تامین عوارض باحجم بالا باشند،قادر به کمک های بلا عوض بیشتری نیز خواهند بود.همچنین در خصوص نحوه مشارکت مردم دراداره امورشهر ها از طریق تامین نیروی انسانی نیز این پرسش مطرح است که ظرفیت یک شهر برای تامین نیروی انسانی اجرای طرح های شهری وخدمات شهری توسط چه عواملی تعین می شود؟به نظر می رسد موثرترین عامل دراین زمینه اندازه وترکیب جمعیت است.به طوری که دراین زمینه اندازه وترکیب جمعیت است.به طوری که هر چه تعداد جمعیت در یک شهر بیشتر باشد،عرصه نیروی داوطلب انجام خدمات شهری نیز بیشتر خواهدبود.از طرفی هرچه میزان فراغت افراد نیز بیشتر باشد تمایل بیشتری به مشارکت درارایه خدمات شهری خواهند داشت.از جمله عمده ترین موضوعات خدمات شهری که مردم در آن میتوانند به طور موثر نقش داشته باشند،عبارتنداز:-مشارکت درآبادانی شهرشهربه عنوان محل زندگی انسان بایدویژگی هاوشرایط مناسب آسایش ورفاه اوراداشته باشدویکی ازمهم ترین عناصر ساختاری شهرکه از اهمیت بسیاری درآسایش زندگی برخوردار است،مسکن می باشد.بیشترین فضاهای شهری رامسکن وکاربری های مسکونی تشکیل می دهندوتامین مسکن نیز ازمشکل ترین نیازهای شهروندان است.لذا بهره نگرفتن ازمشارکت مردمی درتمامی برنامه های توسعه شهری ازجمله تامین مسکن سبب می شود تا برنا مه هایی کهنظرات مردمرا درنظرات مردم رادرنظر نگرفته وهدف راتنها تامین وتحویل واحدهای مسکونی قرارمی دهند بسیارناموفق بوده وبه اتلاف منابع زیادی منجر گردید.مشارکت در تامین ایمنی شهربسترزندگی شهر راایمنی تشکیل می دهد.ایمنی رامجمو عه اقداماتی دانسته اند که برای رفع ویا کاهش خسارت جانی ومالی ناشی احوداث انجام می شود.مهم ترین سازمان تامین کننده ایمنی درشهر ها،آتش نشانی است.بی گمان بدون مشارکت مردمی در همرهی با آتش نشانی ها،این سازمان به خوبی ازعهده انجام وظایف خود بر نخوا هد آمد.مشارکت در بهبود محیط شهری بنابراین یکی از وظایف اساسی مدیریت شهری برای فراهم آوردن شرایط مناسب زیست شایسته انسانی در شهرها،توجه به بهبود محیط شهری است.روشن است که با توجه به معضلاتی که بر شمرد شد وبه دلیل گستردگی وپیچیدگی مسایل محط زیستی وپر هزینه بودن روش هاو ابزارهای مقا بله با آن،بهترین گزینه بررسی مدیریت شهری بهره گیری از مشارکت مردمی جهت محیط شهری است.خلاصه این که مشارکت مردمی دراجرای طرح های عمران وخدمات شهری اهمیتی بنیادین دارد.برخی ازمهم ترین اثرات مثبت مشارکت مردمی در این طرح ها به شرح زیر است:1-تامین نیروی انسانی ما هر برای اجرای طرح طبق برنامه منظم و توافق شده.2-نظارت مستقیم وفعال نماینده مردم در اجرای طرح.3-صر فه جویی بسیار در هزینه اجرای طرح.4-جلوگیری از توقف عملیات به جهت مشارکت همه جانبه مردم.5-شتاب بخشی به اجرای طرح.6-بهبود کیفیت اجرایی طرح از نظر فنی .7-بهره گیری کامل از طرح بلا فاصله پس ازپایان عملیات.8-تلاش در نگهداری ومراقبت از طرح تمام شده به شکل دایُمی.9-تاثیر زیاد طرح در زندگی مردم.10عدم بروز مخالفت وتعارض های اجتماعی.تمام شد

نویسنده: آیت جهانبانی کارشناس ارشدوپژوهشگر برنامه ریزی شهری 

تهیه طرحهای توسعه شهری در کشورمان عمدتاً بر شیوههای سنتی آن یا به بیانی، طرحهای «جامع» و «تفصیلی» تکیه دارد که محتوای برنامه کاربری زمین در آنها به تبع الگوهای مرجع، اساساً به تهیه «نقشه کاربری زمین»، تدوین و تنظیم «جدول سطوح و سرانههای کاربری» و ارائه «دفترچه ضوابط و مقررات» محدود شده است و در این شیوه، توجه به جنبههای اقتصادی، محیطی، حقوقی، اجتماعی و توسعه پایدار از تجلی و اهمیت چشمگیری برخوردار است.
اصولاً طرحهای توسعه شهری با این شیوه نگرش به دلیل نداشتن پیششرطهای لازم و عدم انطباق با شرایط ویژه شهرهای کشور، در عمل با اهداف و سیاستگذاری علمی و اصولی بهرهگیری از کاربری زمین همسو و هماهنگ نیستند و به اجبار یا باید تابع وضعیت موجود شهرها باشند و یا با ضوابط و معیارهای غیرواقعی، چارچوب سیاستها و برنامههای خود را به شهرها تحمیل سازند. به همین دلیل، به واقع نظام شهرسازی کشور در زمینه «برنامهریزی کاربری زمین» محتوای اصولی و جامع خود را از دست داده و از سیاستگذاریهای هدفمند و روشمند تهی شده است. به نحوی که نتایج ارزیابی تجارب طرحهای توسعه شهری چند دهة اخیر کشور نشان میدهد که اصولاً طرحهای تهیهشده، در زمینه تحقق اهدافشان، در مجموع موفقیتی نداشتهاند. به ویژه این عدم موفقیت در زمینه پیشبینی جمعیت شهرها و فعالیتهای اقتصادی و اشتغال آنها کاملاً چشمگیر و آشکار است. تدوین و تنظیم «جدول سطوح و سرانههای کاربری» نیز از دیگر اهداف اساسی و اصلی طرحهای توسعه شهری کنونی کشور محسوب میشود که در عین حال، در روند مطالعات این طرحها از جنبة نحوه توزیع و تقسیم اراضی شهرها به کاربریها و کارکردهای فیزیکی مختلف، از اهمیت و نقش بسیار مهمی برخوردار است و معیار و ملاک اساسی فعالیتهای اجرایی مدیریت شهری را تشکیل میدهد، اما به واقع باید توجه داشت که نظام مبتنی بر «برنامهریزی سرانهای» از عوامل عمده بروز معضلات شهری در کشور است و تجارب کشورهای توسعهیافته به روشنی ناموفق بودن این شیوه برنامهریزی را آشکار ساخته است و ابعاد مختلف معضلات ناشی از آن را نیز در شهرهای کشورمان مشاهده میکنیم. چه، اصولاً مجموعه روشها و فنون تعیین سرانههای شهری، یا بهطورکلی از مفهوم برنامهریزی کاربری زمین و جامعنگری مفهوم توسعه بیبهره هستند و یا پیششرطهای لازم برای کاربرد اصولی و علمی آنها در طرحهای توسعه شهری به وجود نیامده است. از این روست که میتوان گفت؛ ابزار «سرانههای کاربری» به دلیل ویژگی کالبدی ـ کارکردی، بسیار نارساتر و ناتوانتر از آن است که بتواند به تنهایی به نیازهای برنامهای و ابعاد حقوقی، اقتصادی و اجتماعی استفاده از زمین و فضا پاسخ گوید. به همین دلیل نیز ارقام و اعداد تعیین و ارائهشده در این جداول به ندرت ممکن است که در واقعیت رشد و توسعه شهرها تحقق پذیرند و جنبة واقعی به خود گیرند. امروزه براساس تجارب کسبشده به جرأت میتوان گفت که منشأ مهمی از مسایل و مشکلات کاربری زمین در شهرهای کشور، زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی هستند و این مشکلات، صرفاً با تهیه «نقشه کاربری زمین» و تدوین «جدول سطوح و سرانههای کاربری» و یا ارائه «دفترچه ضوابط و مقررات» نمیتوانند قابل رفع و حل باشند. بنابراین، حل این مشکلات را عمدتاً باید در زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی شهرها جست و جو کرد تا برمبنای آن، بتوان تمهیدات راهبردی بهرهوری مناسب از زمین در شهرها را فراهم آورد و آنها را منطبق بر ویژگیها و واقعیتهای موجودشان در بستر توسعه متوازن و پایدار قرار داد. در عین حال، تجربه بیش از 30 سال تهیه طرحهای توسعه شهری در کشور نشان میدهد که یکی از عوامل عمده و تعیینکننده در ناکارآمدی طرحهای توسعه شهری با رویکرد جامع و تفصیلی، مقوله مالکیت زمین و بضاعت ناچیز سازمانها و نهادهای دولتی در این زمینه در داخل محدوده شهرهاست. اصولاً ماهیت طرحهای توسعه شهری با رویکرد موجود، توجه به مقوله مالکیت را بر نمیتابد و شرح خدمات آنها نیز ضرورت چنین توجهی را ایجاب نمیکند. چه، آنچه از دید این طرحها در اولویت توجه قرار دارد، امکان تأمین سطوح برآورده شده بر اساس جدول «سرانههای کاربری» است. به نحوی که پس ازتعیین موفقیت کاربریهای خدماتی و انعکاس آن روی «نقشه کاربری زمین» به صورت لکههای رنگارنگ، نقش و وظیفه این طرحها خاتمه یافته تلقی میشود، در حالی که مشکل اصلی سازمانهای اجرایی و مدیریتهای شهری از همین جا آغاز میشود. چرا که از یک سو عدم بضاعت سازمانها و نهادهای دولتی و مدیریتی برای تملک زمینهای تعیین شده برای کاربریهای خدماتی و از سوی دیگر، گرایش و شوق مالکان خصوصی برای احیای زمینهای خود و تبدیل آنها به کاربریهای سودآور (تجاری و مسکونی) کشمکشی را برای مدیریتهای شهری به وجود میآورد که در نهایت، یا آنان را وادار به نادیدهگرفتن تخلف از سوی مالکان زمین میسازد و یا در مواجهه با مالکان خصوصی تنشها و برخوردهای عصبی را به آنها تحمیل میکند. در چنین شرایطی، نهتنها توصیهها و پیشنهادهای طرحهای توسعه شهری تحقق نمییابد، بلکه خود زمینهساز مشکلی مزید بر سایر مشکلات شهری میشود. از آنجا که این مشکل سالهاست در کشور ما لاینحل باقیمانده است، به نظر میرسد که تنها راه حل آن، تغییر شیوه برنامهریزی و تهیه طرحهای توسعه شهری و جایگزینی رویکرد «راهبردی» به جای رویکرد «جامع و تفصیلی» است، چون اصولاً طرحهای راهبردی بر تعیین موقعیت کاربری به صورت لکههای مشخص تأکید ندارند و برنامهریزی آنها در تأمین نیازهای خدماتی و رفاهی ساکنان شهرها، عمدتاً بر امکان عملیبودن و قابلیت تحقق توصیهها و پیشبینیها متکی است و به دور از نگرشهای آمرانه با جلب مشارکت عمومی میتوانند مدیریتهای شهری رادر توسعه و ساماندهی شهرها هدایت کنند و زمینهساز ارتقای کیفیت زندگی شهروندان شوند. 

GIS چیست؟
جغرافي اطلاعات راجع به سطح زمين و هر چه روي آن است ، را در بر مي گيرد
GIS چيست ؟
جغرافي اطلاعات راجع به سطح زمين و هر چه روي آن است ، را در بر مي گيرد . که همچنين به ارگانيزه کردن اين اطلاعات مي پردازد . جي آي اس يا سيستم اطلاعات جغرافيايي تکنولوژيي است که به مديريت و آناليز و پخش اطلاعات جغرافيايي مي پردازد . در حقيقت جي آي اس ، اطلاعات هر منطقه را در خود نگه مي دارد تا در صورت لزوم به آن مراجعه کرده و اطلاعات مورد نياز را بررسي کنيم . به عبارت ديگر جي آي اس مکان را با يکسري اطلاعات جغرافيايي پيوند مي زند ، ( مثلاً مردم را به آدرس ها ، ساختمان ها را به بخش ها و خيابان ها را به شبکه ) و در نهايت يکسري لايه هاي اطلاعاتي ارائه مي دهد که مي تواند شما را در هر چه بهتر فهميدن ارتباط بين اين لايه ها کمک مي کند
سه نماي مختلف از جي آي اس ( سيستم اطلاعات جغرافيايي ( :
جي آي اس بيشتر از هر چيز به نقشه ها پيوسته است . اگرچه نقشه فقط يکي از راه هايي است که با آن جي آي اس مي تواند در اطلاعات جغرافيايي مورد استفاده قرار گيرد . اين سه راه به عبارت زير هستند :
۱-) پايگاه داده):
جي آي اس يکي از منحصر به فرد ترين پايگاه هاي داده اي جهان است . يعني يک پايگاه داده اي جغرافيايي ( Geo data base ) ، يک سیستم اطلاعاتی برای جغرافی است . به عبارت دیگر جی آی اس بنیاداً مبتنی بر پایگاه داده ای لایه ای است که جهان را از نقطه نظر جغرافیایی بیان می دارد
۲- ( نقشه ) :
جی آی اس متشکل است ازیکسری نقشه های هوشمند که همگی نمایه های سطح زمین و ارتباط این نمایه ها را با هم به تصویر می کشند . نقشه های مربوط به هر سری اطلاعات جغرافیایی می تواند به عنوان پنجره ای به سوی پایگاه داده ها برای تحقیق ، تجزیه و آنالیز و ویرایش اطلاعات استفاده شود . که به اینها ، نقشه های جغرافیایی یا Geo visualization می گویند .
۳- ( مدل ) :
جی آی اس متشکل از یکسری ابزار انتقال اطلاعات است که داده های جغرافیایی جدید را از سری داده های موجود می گیرد . این عملکردهای پردازشی ، اطلاعات را از داده های در دسترس می گیرد و روی آن عملیات آنالیتیکی انجام می دهد و سپس نتیجه را بر روی یک سری داده های جدید ثبت می کند .
تمام این سه بخش جزء قسمت های اصلی و ضروری هر سیستم GIS که در سطوح مختلف در هر کاربری GIS مورد استفاده قرار می گیرند
نکته های برای مدیریت فضای سبز شهری ![]()
¤ در اطراف شهرها بايستي كمر بند سبز ايجاد شود ، فاجعه است كه شهرها بدون برنامه ريزي به هم متصل شوند .
¤ تلاش نمائيم پاركها به پاركينگ تبديل نشوند .
¤ سرعت مخلوق قرن ماست و انسان را از زيبائي محروم مي كند براي حداكثر بهره وري از فضاي سبز بايستي معابر داخل فضاهاي سبز را با انحنا و طولاني طراحي نمائيم تا سرعت بكندي در آنها جريان يابد و انسان از فضاهاي سبز بيشترين بهره را ببرد .
¤ توجه به پارکهاي محله اي در افزايش سطح فرهنگ جدي گرفته شود ، پاركهاي محله اي بايستي مثل يك واحه باشند در ميان كوير و به مردم محله آرامش ببخشند .
¤ بزرگترين وظيفه يك شهر بوجود آمدن نوع بخصوصي از زندگي اجتماعي است كه در آن ارتباط ميان ( من و تو ) مطرح باشد و پاركهاي محله اي اين شرايط را بوجود مي آورند .
¤ براي استفاده از فضاي سبز بايستي به درآمد مردم توجه شود .
¤ به نقش و اهميت فضاي سبز به شكل حلقه ارتباط دهنده در شهر توجه گردد . فضاي سبز مي تواند رابطي باشد كه گذشته از تعديل فضاي اكولوژيكي شهر مي تواند نقش توازن محيط شهري و يا كاربري اراضي را نيز بدنبال داشته باشد .
¤ شادابي و زنده بودن پاركهاي محله اي عملكرد شهرداريها و فرهنگ مردم مرحله و تعلق خاطر آنها به محيط زيست شان را نشان مي دهد . اين پاركها بايستي مورد توجه جدي مديران امور شهري واقع شوند و هر چه بيشتر رسيدگي گردند .
¤ تا آنجائيكه مي توانيد در فصل برگ ريزان برگ درختان را جمع نكنيد و بگذاريد مردم محله از راه رفتن و صداي خش و خش برگها لذت ببرند .
¤ در كنار هر پارك بايستي محلي براي دفن برگها ، چمن هاي چيده شده و …. باشد تا آنها به كمپوست تبديل شوند .
¤ هيچگاه سرشاخه هاي ناشي از هرس درختان را دور نريزيد و از آنها براي تبديل به چيپس كه كاربرد زيادي بعنوان مالچ پاي درختان دارد استفاده نمائيد .
¤ از كنده هاي درختان و شاخه هاي هرس شده جهت طراحي ميز و صندلي و پرچين استفاده نمائيد . اين مسئله طبيعت را به شهر مي آورد .
¤ با توجه به كمبود و يا بالابودن قيمت زمين براي توسعه فضاي سبز در شهرها به توسعه فضاي سبز عمودي به كاشت پيچكها با روشهاي علمي و فني بپردازيد .
¤ با توجه به روند صنعتي شدن و آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از جمعيت نقش فضاي سبز در بهبود كيفيت محيط زيست شهري بسيار برجسته است ، بنابراين در اين زمينه فعاليت هاي اقتصادي زيادي از جمله توليد گياهان شهري صورت مي گيرد بايستي دقت شود گياهاني كه براي توسعه فضاي سبز در شهر مي خواهيم از آنها استفاده نمائيم منطبق با شرايط ادافيكي و اكولوژيكي زندگي در شهر باشند و گياهان توليد شده در مراكز روستائي مدتي در قرنطينه شهري نگهداري و سپس كاشته و مورد استفاده قرار گيرند .
محیط زیست شهری و بافتهای فرسوده 
نظر به اینکه این نوع محلات از تاٌسیسات بهداشت شهری مناسب برخوردار نمی باشند از مسائل عمده ای که در بازسازی این محلات مورد توجه قرار می گیرد –دفع فاضلاب – چگونگی دفع آبهای سطحی – مدیریت مواد زائد جامد شهری و پیش بینی فضای سبز لازم و حل مسائل مربوط به حمل و نقل شهری است . دادن حیات و بوجود آوردن انطباق با شرایط جدید زندگی و ایجاد زیر ساختهای شهری منطبق با بافتهای سنتی از مسائلی هستند که در برنامه ریزی محیط زیست مورد توجه قرار می گیرند .
هدف اصولی و عمده هر فرآیند سالم سازی محیط ؛ بهبود بخشیدن به سلامت و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان است . طراحی ؛ تدوین و بکار گیری برنامه ریزی بر مبنای شاخص های زیست محیطی ابزار فوق العاده ارزشمندی جهت ارزیابی اعمال و سیاست ها ؛ ایده ها ؛ طرحها و ابتکارات مختلف هستند . بر این اساس در برنامه ریزی محیط زیست برای حفظ کاربری موجود در یک بافت فرسوده و یا تغییر آن شاخص های کیفیت محیط زیست مد نظر قرار می گیرند و معیارهای لازم برای سلامت زیست محیطی بدست خواهد آمد .
در این تحقیق معیارهای سالم سازی محیط مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به اینکه بافتهای فرسوده عموماً دچار معضلاتی هستند که در اکثر بافتهای از این نوع یکسان است و اصلی ترین آن هم مربوط به کیفیت پائین ساخت و ساز و قدمت زیاد ساختمان است مقایسه ای از نظر برنامه ریزی شهری صورت گرفته خواهد شد .
عمده ترین فرضیه های ما به قرار زیرند :

بررسی نقش روابط عمومي در فرآيند توسعه جامعه،که در این مقاله به آن پرداخته شده است يكی از موضوعات اساسی در مطالعات مربوط به اين حوزه است.
متاسفانه علی رغم تاكيدات زياد صاحبنظران اين حوزه بر نقش بنيادی روابط عمومي در توسعه، هنوز آثار و ادبيات قابل اتكايی در اين خصوص وجود ندارد، لذا به نظر مي رسد اهتمام خاص براي پرداختن به موضوع لازم است.
با توجه به شناختي كه از روابط عمومی در نزد صاحبنظران اين حرفه وجود دارد، ابتدا به تبيين مباحث توسعه و انگاره هاي اساسي آن مي پردازيم. ” توسعه“ از لحاظ لغوی به معني فراخي و وسعت دادن و بهبود است. يكی از آراء مهم در تبيين مفهوم توسعه، آن را نوعي تغييرات اجتماعي مي داند كه در سه سطوح اجتماعی، ارزشي و سياسی رخ مي دهد.
مجموعه اين تغييرات بايد به بروز وضعيت هايي جديد در زمينه رشد توليد، بهبود سلامت عمومي و افزايش ميزان اميد به زندگي، رفاه مادي بيشتر، ارتباطات گسترده تر و پيچيدگي اجتماعي بيشتر، جايگزيني روابط افقي مبتني بر مذاكره و چانه زني به جاي روابط عمودي و مبتني بر اقتدار و حاكميت قانون منجر شود كه در نهايت، گسترش حق انتخاب را بر افراد جامعه ضمانت مي كند.
نظرية مهم ديگري، ”توسعه“ را به معناي ”امكان دسترسي مردم به فرصت هاي مناسب و پايدار براي ارتقاي سطح زندگي خود و ديگران“ معني مي كند، در اين نظريه، توسعه صرفاً به معناي بهبود زندگي مادي نيست كه انسان صرفاً خوب بپوشد، خوب بنوشد، خوب بخورد و خوب سفر كند، بلكه توسعه واقعي زماني اتفاق مي افتد كه انسان بتواند خوب فكر كند، محترم باشد، آزاد باشد، در مسير كمال و تعالي قدم بردارد، تشويق شود و در تصميم گيري هاي مؤثر فرصت مشاركت پيدا كند، مشاركتي كه نه تنها نخبگان، بلكه مردم عادي را نيز در بر گيرد و مبتني بر ”آگاهي راستين“ باشد.
”اميل دوركيم“ جامعه شناس فرانسوي، جامعه توسعه نيافته را، جامعه اخلال مند، ناهماهنگ و نامتعادل مي داند و بر اين باور است كه در يك جامعه توسعه نيافته، بي نظمي اجتماعي، محصول عدم تعادل و نقصان همدردي و يا همفكري بين اعضاي يك جامعه است و نشانه هاي آن را گسترش طلاق، فحشاء، بي عدالتي، فقر، فرار از خانه، مهاجرت، ايدز و روابط اجتماعي ناسالم بر مي شمرد كه نشانه هاي يك جامعه بيمار هستند، همانند تب كه نشانه بيماري انسان است.
با توجه به مطالب عنوان شده، مي توان نتيجه گرفت كه توسعه يعني فاصله گرفتن از يك وضعيت به وضعيتي جديد كه متضمن بهبود بوده و كيفيت زندگي افراد جامعه را در زمينه هاي مادي و معنوي ارتقاء مي دهد.
روابط عمومي چيست ؟
روابط عمومي يك وظيفه برجسته مديريتي است كه هدف آن كمك به حل مسائل يك سازمان و گروههاي اجتماعي مرتبط با آن است، بي ترديد تحقق اين هدف، زماني ممكن است كه ابتدا روابط عمومي، اطلاعات مناسبي از لحاظ كمّي و كيفي در اختيار مديران جامعه و گروههاي اجتماعي قرار دهد، سپس تلاش كند تا حجم اطلاعات و كيفيت آن بدون دستكاري و حاوي حقيقت، شفافيت و دقت باشد تا فهمي كه هر يك از طرفين از طرف مقابل بدست
مي آورد، يك فهم واقعي باشد؛ چنانكه اين روند بدرستي انجام پذيرد، ميتوان گفت روابط عمومي نقش خود را براي تحقق روند مذكور ايفا كرده است.
آيا روابط عمومي مي تواند به تحقق توسعه كمك كند؟
پاسخ به اين پرسش، زماني ممكن است كه ابتدا اين پرسش را پاسخ دهيم كه اصولاً كدام روابط عمومي مي تواند به توسعه كمك كند و باز در حالي كه ما از نقش روابط عمومي در توسعه بحث ميكنيم، نظرياتي را به ياد آوريم كه روابط عمومي را ذاتاً ضد توسعه به ويژه در بُعد معنوي توسعه ميدانند. زماني كه افراد سرشناس مثل ”يورگن هابرماس“ فيلسوف و جامعه شناس آلماني با يك ديد انتقادي، روابط عمومي را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد، مي گويد : ”عقيده آگاه سازي، اطلاع رساني به مردم به وسيله كارشناسان روابط عمومي، به سمت پذيرش پيام و دستكاري افكار عمومي تغيير جهت داده است.
اين ديدگاه، برداشتي از روابط عمومي است كه بي ترديد، ضد توسعه بوده و پيوندهاي توسعه نيافتگي را تعميق مي بخشد.
اينجا، اين پرسش پيش مي آيد كه كدام نوع روابط عمومي مي تواند در خدمت توسعه بوده و معرف ديدگاههاي ”روابط عمومي توسعه“ و ”روابط عمومي حامي توسعه“ باشد و اگر ما ديدگاه ”هابرماس“ را بپذيريم، باز مي توانيم از” روابط عمومي“ توسعه صحبت كنيم؟
در پاسخ بايد گفت: ديدگاه هاي ”هابرماس“، گوياي آن است كه نوعي از روابط عمومي وجود دارد كه با آنچه كه در ابتدا از توسعه مطرح كرديم، مغايرت دارد، چرا كه گفت و شنود را توسعه نمي دهد، اطلاعات را تحريف مي كند، مشاركت مصنوعي ايجاد مي كند، صرفاً مبلغ مديران است،بنابراین مي توان نتيجه گرفت، روابط عمومي در يك شكل واقعي و بدون تحريف و آنچه كه امروز از آن به عنوان يك علم و حرفه ياد مي شود.
در سال 1906 ”ادوارد. لي“ روابط عمومي را بنا نهاد، در ”اعلاميه اصول“ از صداقت، صراحت، شفافيت، دقت و متفاوت بودن روابط عمومي از تبليغات سخن راند، در حالي كه وقتي ”ادوارد. برنيز“ كه در سال 1915 ، ديدگاه هاي خود را در خصوص روابط عمومي منتشر كرد و به عنوان بنيانگذار روابط عمومي مدرن مطرح شد، از توانايي دست اندركاران روابط عمومي براي خلق رضايت سخت گفت و مهندسي انساني را مطرح كرد و گفت : ”متخصصان روابط عمومي ميتوانند با استفاده از توانايي هاي خود، مردم را به هر سويي كه بخواهند، سوق دهند“.
من بر اين باورم كه انتقاد ”هابرماس“ ، متوجه ”روابط عمومي برنيزي“ است و روابط عمومي واقعي نه تنها زمينه ساز توسعه، بلكه باز كننده درها به روي توسعه است.
با اين توضيح، مايلم بحث را با نوع شناسي” گرونيك“ از الگوهاي روابط عمومي بسط دهم.
”جيمز گرونينگ“ چهار نوع الگو و مدل از روابط عمومي ارائه مي كند :
الف) روابط عمومي انتشاراتي، تبليغاتي با هدف ايجاد انگيزه و ترغيب
ب) روابط عمومي اطلاع رساني عمومي“ با هدف انتقال و انعكاس اطلاعات سازمانها به مردم
ج) روابط عمومي دو سويه با هدف ايجاد آشتي، حل اختلاف و جلب موافقت گروه هاي اجتماعي به نفع سازمان
د) روابط عمومي دو سويه همسنگ با هدف كمك به رفع مشكلات سازمانها و گروه هاي اجتماعي مرتبط با آنها، به گونه اي كه منافع هر دو طرف به طور همتراز تامين شود.
همانطور كه از عناوين الگوها مي توان دريافت، هيچيك از سه الگوي اول نمي توانند به توسعه كمك كنند، چرا كه يا كاملاً يكسويه هستند (الگوهاي اول و دوم) و يا نهايتاً به نفع يك طرف ارتباط، فكر وعمل ميكنند و مردم كه هدف نهايي توسعه است، فاقد جايگاه واقعي در اين مدل ها هستند.
پس نتيجه مي گيريم كه تنها روابط عمومي برتر و دوسويه همسنگ است كه مي تواند در خدمت توسعه باشد و به عبارتي مي توان آن را ”روابط عمومي توسعه“ يا ”روابط عمومي حامي توسعه“ نام نهاد.
نحوه كمك روابط عمومي به توسعه
با اين مقدمه، اگر بپذيريم ،روابط عمومي مي تواند در ”توسعه“ جامعه، موثر واقع شود، اين پرسش مطرح مي شود كه اصولاً اين نقش، چگونه و از طريق كدام كاركردها ممكن است؟
به طور كلي و با توجه به مباحث زيادي كه در خصوص نقش رسانهها و وسايل ارتباط جمعي و يا به طور كلي نقش ارتباطات در توسعه مطرح شده است، مي توان نقش روابط عمومي را در توسعه و يا وظايف ”روابط عمومي توسعه“ را به شرح زير عنوان كرد :
1- نشر دانش و توسعه آگاهي
نقش روابط عمومي را در جامعه كنوني كه به نظر مي رسد در بين عناوين متعدد اطلاعاتي به آن بايد ”جامعه دانش“ را به نقل از ”پيتر دراكر“ ، شايستهتر دانست، دانش مداري و دانش گستري عنوان كرد كه حاصل آن توسعة آگاهي در جامعه است، روابط عمومي اين نقش را به طرق مختلف و از طريق كاربرد تكنيك هاي اختصاصي و عاريتي انجام مي دهد.
براي مثال ارسال خبر يا توليد خبرنامه، جلوه هايي از نشر دانش در روابط عمومي هستند كه بايد مبتني بر اصول روابط عمومي، حاوي صراحت، صداقت، مبتني بر تحقيق، غير جانبدارانه، واقعي و در خدمت اهداف متعالي جامعه و انسانها باشد.
همچنين بايد در نظر داشت؛ آگاهي مورد نظر روابط عمومي كه مي تواند براي توسعه، راهگشا و مفيد باشد، آگاهي انتقادي، واقعي و محصول گفت و شنود بين مديران و گروه هاي اجتماعي از يكسو و گروه هاي اجتماعي مختلف و متعدد با هم از سوي ديگر در يك فضاي آزاد، همسنگ و برابر است كه بي ترديد در آن، هر دو طرف گفت و شنود، حق اظهار نظر داشته و استدلال و عقلانيت، معيار پذيرش ديدگاههاي طرفين است.
نتيجه مهم اين كاركرد، زمينه سازي فكري و فرهنگي براي اجراي برنامههاي توسعه است.
توسعه تحليل و مطالعات افكار عمومي
بر اساس يك نظر معروف، فاصله بين كشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته، صرفاً يك نقطه است و آن اينكه هر جا ”تجليل“ اصالت دارد، نشانة توسعه نيافتگي و هر جا كه ”تحليل“حاكم باشد، نشانة توسعه يافتگي است، از طرف ديگر احترام گذاشتن به انسانها كه محور توسعه هستند و به ويژه افكار آنان و بهره برداري از آراي مردم در تصميم سازيها و تصميم گيريها، در گرو عملكرد روابط عمومي در زمينه مطالعات افكار عمومي به شيوه هاي علمي و انتقال و تاكيد بر توجه به آنها در نزد مديران است.
جلب مشاركت مردمي و اصلاح سياستها و عملكرد مديريتي
يكي از رموز توفيق سياستهاي توسعه در هر جامعهاي، مشاركت مردم در فرآيند توسعه است.
يكي از توانمنديهاي ارزنده روابط عمومي ، توان جلب مشاركت مردمي است كه از طريق توسعه شناخت، معرفي راه هاي مشاركت، ارتباط دادن موضوع مشاركت به منافع فردي و گروهي مشاركت كنندگان و هدايت آنان به سمت توجه به اطلاعاتي كه اين امر را ممكن ميسازد، به دست مي آيد، روابط عمومي در شكل آرماني خود، ”مشاركت واقعي“ را ايجاد مي كند و از هر گونه كمك به ايجاد ”مشاركت مصنوعي“ و احتمالاً ”گزينشي“ خودداري ميكند.
از طرف ديگر، با مطالعه مستمر بازخورد عملكرد مديران و انتقال آن، همواره مي كوشد تا با رعايت يكي از قوانين طلايي روابط عمومي تحت عنوان «قانون مراقبت از رفتار مديران»
درصدد اصلاح سياستهاي مديريتي و مديران جامعه باشد كه محصول اين كاركرد را
مي توان ”بازتابندگي توسعهاي“ نام داد، به اين ترتيب كه مديران جامعه مي توانند همواره از طريق روابط عمومي، عملكرد توسعه را مجدداً مشاهده و نقاط ضعف و قوت را بررسي كنند.
کاهش شكاف ها و نابرابريهاي اطلاعاتي
يكي از نكات راهبردي در روابط عمومي آرماني، فراموش نكردن گروه هاي اجتماعي حاشيهاي است. گروه هاي حاشيهاي، در برابر گروه هاي اجتماعي كليدي قرار دارند. گرچه توجه به اثر بخشي بر اساس هدف گذاري و اولويت شناسي انجام مي پذيرد و بر اساس آنها، گروه هاي كليدي در پيكار ارتباطي مشخص مي شوند، ليكن در پيكار ارتباطي، تعيين گروه هاي حاشيه اي و برنامه ريزي ويژه براي قدرت بخشي به آنها ضروري است، به عبارت ديگر، توجه به گروه هاي مخاطب كليدي، نبايد به حاشيه راني گروه هاي مخاطب غير كليدي منجر شود. اين رويكرد را مي توان يك رويكرد عدالت گرايانه در كار روابط عمومي دانست و آن را به ضرورت كاهش نابرابريهاي اطلاعاتي نيز تعميم داد.
بنابراين يكي از وظايف بسيار مهم روابط عمومي در برنامه هاي توسعه، رساندن اطلاعات به كليه بخشهاي جامعه است تا همگي آنها فرصت مداخله و مشاركت در توسعه را داشته باشند.
افزون بر آن، رفع شكاف هاي اطلاعاتي نيز ضروري است، «تيكور»، « دونووور» و «اُولين» در بيان فرضية «شكاف آگاهي» يا اطلاعات، مفهوم شكاف را اين گونه تعريف مي كنند: «به همراه افزايش انتشار اطلاعات رسانه هاي جمعي در يك نظام اجتماعي، بخش هايي از جمعيت كه پايگاه پاييني دارند، اطلاعات را كسب مي كنند و در نتيجه، شكاف آگاهي ميان اين دو بخش، به جاي كاهش، افزايش مي يابد» از اولين كساني كه اين موضوع را در پژوهش هاي ارتباط جمعي و روابط عمومي مورد بحث قرار دادند، «هايمن» و«شيتسلي» بودند كه اصطلاح «بي خبران هميشگي» را در مورد كساني كه به خود اجازه آگاه شدن نمي دهند، ابداع كردند، بنابراين روابط عمومي مي تواند با غلبه بر «حاشينه نشيني اطلاعاتي» و فعال سازي حاشيه رانده شدگان اطلاعاتي، كل جامعه را در متن برنامه هاي توسعه قرار دهد.
همانطور كه "آنتوني گيدتز" جامعه شناس آلماني مطرح مي كند، از آثار مدرنتيته، يكي ”دور گزيني“ است كه بر اساس توسعه روابط به شكل غير فيزيكي و ارتباط الكترونيك مد نظر قرار مي گيرد و دومي ”نهفتگي زايي“ است كه روابط اجتماعي را از زمينه هاي محدود نزديك به زمينه هاي نامحدود مكاني و زماني سوق مي دهد ، بايد براي كمك به روند توسعه، ابزارهاي مناسبي را بكار گرفت. مثلاً استفاده صرف از سايت براي ارتقاي سلامت عمومي در جامعهاي مثل ايران، دامن زدن به شكاف آگاهي است و بايد به اطلاع رساني محلي مثل استفاده از ”مروج سلامت“ و يا رسانه هاي سنتي روي آورد،و علاوه بر كاركردهاي ياد شده، ايفاي نقش مؤثر در مديريت بحران را نيز به اين فهرست اضافه كرد.
درنتیجه گیری این مقاله آمده است؛با توجه به آنچه در ابتداي اين بحث به عنوان بعضي از نتايج توسعه مطرح شد، مثل رشد اقتصادي، ارتقاي سلامت عمومي، حاكميت روابط افقي، جايگزيني روابط مبتني بر مذاكره به جاي اقتدار، امكان تفكر،احساس كفايت و شايستگي،آزادي،مشاركت واقعي،كرامت داشتن و نيز با توجه به مواردي كه به عنوان زمينه هاي كمك روابط عمومي به توسعه مطرح شد، همچون نشر و توسعه آگاهي و فرهنگ سازي، توسعه تحليل و مطالعات افكار عمومي، جلب مشاركت مردمي و اصلاح عملكرد مديريتي و كاهش نابرابريهاي اطلاعاتي و قدرت بخشي به حاشيه رانده شدگان اطلاعاتي مي توان نتيجه گرفت كه روابط عمومي در رسيدن به هر يك از نتايج مي تواند كمك هاي خود را بروز دهد. براي مثال اگر يكي از نتايج توسعه را دستيابي به ارتقاي سطح سلامت عمومي و افزايش ”ميزان اميد به زندگي“ بدانيم، مكانيسم كمك روابط عمومي را اين گونه تبيين مي كنيم.
مي دانيم كه خمير مايه هر تصميم گيري كه نهايتاً به رفتار منجر مي شود، آگاهي و اطلاعات است. اگر جامعه مفروض، داراي آگاهيهاي كافي در زمينه اهميت و نحوة حفظ سلامت خود باشد، به گونهاي كه بر اساسي يكي از قوانين طلايي روابط عمومي به نام ”قانون طلايي گفتمان“، نشر دانش و آگاهي رساني در حد كفايت باشد، مي توان اميدوار شد كه اعضاي آن جامعه، توانمندي لازم را براي حفظ خود در برابر تهديد كنندههاي سلامت دارند. آنگاه روابط عمومي مي تواند با بهره گيري از ”نظريه وضعيتي در روابط عمومي“ به جلب مشاركت عمومي براي رسيدن به اين هدف اقدام كند و با توسعه تحليل و مطالعات افكار عمومي، دلايل ضعف آگاهي و عدم مشاركت ها و وضعيت ”حاشيه رانده شدگان“ يا محروم ماندگان از دريافت آگاهيها را دريافته و آنها را در اصلاح عملكرد مديران سلامت جامعه بكار گيرد. در چنين وضعيتي است كه مي توان به كمك روابط عمومي براي حصول يكي از نتايج توسعه دل بست، به شرطي كه دست اندركاران روابط عمومي نيز در استفاده از شيوه ها و تكنيك هايي كه از طريق آنها در پي كمك به فرآيند توسعه هستند، اهداف و نتايج توسعه را مد نظر داشته باشند. براي مثال حصول به نتيجه ياد شده بر اساس استفاده از ابزارهاي نامناسب و يا شيوه هاي اقتدار گرايانه ممكن نيست.
نظرات ()