عناصر ساختاری هویت شهری
مقــدمه
شهرها و فضاهای شهری گذشته ما از استقلال، شخصیت و هویت ویژه خود برخوردار بوده اند؛ مفاهیمی که نهایتا منــــجر به تعریف مفاهیم بزرگتری چون تعلق خاطر و حس شهروندی گشته اند؛ درحالیکه آنچه از اغلب شهرهای کنونی ما در ذهن عموم شکل می گیرد جز مجموعه ای از ساختمانهای بلند، خیابانها، ادارات، پارک ها نیست. اما واقعیت آن است که جدای از تعاریف فوق شهر جایی است که تعامــــــلات شهری در آن به وقوع می پیوندد و مـــــردم حس شهروندی نسبت به شهر خود دارا می باشند. بعبارتی آنچه شهر را می سازد، ساختمانهای عظیم و پارکها نیستند بلکه مردم خود شهرند با تمام سلایق و ویژگیهای منحصر بفردشان و در حقیقت هویت شهری و شهروندیشان. بنابراین آن چیزی که از آن به عنوان هویت شهری نام میبریم در حقیقت یافتن تناسب یا معیارهایی از آن میان نظام شهرسازی و معماری با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهروندان است و البته ابعاد گوناگونی از هویت که بدان خواهیم پرداخت.
تعریف هویت
«هویت»، یکی از مهمترین مسائل و چالش های پیش روی جوامع در حال توسعه، در طی فرآیند جهانی شدن و جهانی سازی عصر حاضر است که تعاریف متعددی از این واژه به عمل آمده است؛ در فرهنگ لغات واژه هویت بصورت زیر معنی شده است: حقیقت شی یا شخص که مشتمل برصفات جوهری او باشد, شخصیت, ذات, هستی و وجود, منسوب بههو, شناسنامه، چیستی، خود، کیستی، همانی و همانستی. اما طبق تعریف متداول، ”هویت، احساس تعلق خاطر به مجموعهای مادی و معنوی است که عناصر آن از قبل شکـــل گرفتهاند.” هویت در انسان شناسی، به معنای نوعی از خودآگاهی فردی یا جمعی نسبت به وجود مجموعه ای از خصوصیات فرهنگی - اجتماعی که فرد یا گروه مزبور را از فرد، افراد یا گروه های «دیگر» که به مثابه هویت های «دیگری» طبقه بندی می شوند، متمایز می کند و عموما خود را با یک نام و یا لااقل با ضمیر «ما» مشخص می کند. در خصوص واژه لاتین هویت (identity) گفته اند که از قرن چهاردهم در زبان های اروپایی رایج شــــده و ریشه آن به دو واژه لاتین identitas به معنی «خصوصیت چیزی همانند» و idem به معنی «همان» و معادل قدیمی تر یونانی آنها می رسد.علی اکبر علیخانی در کتاب مبانی نظری هویت و بحران هویت دو پسوند واقعی و تقلیدی را به هویت افزوده است. وی برون رفت از چالش های امروز را در تعریفی سیال از هویت و دوری از هویت های تقلیدی می داند و می گوید: « هویت ما نه در گرو میراث گذشته و نه در گرو میراث دیگران - به عنوان دیگری- بلکه در گرو حقیقت طلبی و روش اصیل ما خواهد بود». با این توصیف بدیهی است که در شرایط مکانی و زمانی مختلف، زمینه های متفاوتی برای هویت منظور گردد که هرکدام نیز دارای تعاریف و ابعاد خود باشند؛ نظیر هویت شخصی، هویت اجتماعی و هویت شهری.
هویت شهری
از آنجایی که «هویت»، مجموعهایی از صفات و مشخصاتی است که باعث «تشخص» یک فرد یا اجتماع از افراد و جوامع دیگر میگردد؛ شهر نیز به تبعیت از این معیار، شخصیت یافته و مستقل میگردد. هویت در شهر به واسطه ایجاد و تداعی «خاطرات عمومی» در شهروندان، تعلق خاطر و وابستگی را نزد آنان فراهم کرده و شهرنشینان را به سوی «شهروند شدن» که گسترهای فعالتر از ساکن شدن صرف دارد، هدایت می کند. پس هرچند که هویت شهر خود معلول فرهنگ شهروندان آن است؛ لیکن فرآیند شهروندسازی را تحت تاثیر قرار داده و می تواند باعث تدوین معیارهای مرتبط با مشارکت و قضاوت نزد ناظران و ساکنان گردد. هویت یک معیار رشد برای شهر است؛ به عبارتی دیگر وقتی یک شهر یا جامعه رشد می کند، بخشی از صفات هویتش در جریان رشد تغییر می کند و ساماندهی جدیدی می یابد. در این ساختار باید هویت شهری به عنوان یک معیار برای توسعه و عاملی برای ارتقای کیفیت محیط مطرح شود تا بتواند زمینه های مشارکت و امینت افراد را فراهم کند. هویت شهری را باید نوعی هویت جمعی به حساب آورد که البته با عنوان هویت محله ای و شهری زمانی معنی دار خواهد بود که تبلور عینی در فیزیک و محتوای شهر داشته باشد؛ به شرطی که هنجار هویت درست فهمیده شود. کیومرث مسعودی پژوهشگر و جامعهشناس شهری معتقد است «اگر درمورد هویت شهری یا هویت معماری صحبت میکنیم، منظور در واقع یک نظام یافتگی ساختاری و کاربردی در شهر و یک انتظام در معماری شهر است»؛ بنابراین بدیهی است که این انتظام یا سازمان دارای ابعاد درونی خود باشد که در اینجا با عنوان عناصر هویتی شهر بدانها پرداخته می شود. 1-2- عناصر هویتی یک شهراز آنجا که هر شهر دارای دو بعد کارکردی و کالبدی است، لذا ابعاد مختلف هویت وابسته به آن نیز دارای دو وجه مذکور خواهد بود. بنابراین در یک تقسیم بندی کلی ابعاد هویت شهری را می توان در قالب همین دو بعد مجزا ساخت:
1-2-1- عناصرکالبدی یا سیمای شهریبدیهی است که اولین برخورد با هر شی، پدیده یا موجودی، سیما و کالبد ظاهری آن است؛ وجهه ای قابل ادراک که با حواس پنچگانه براحتی قابل تشخیص و بازشناسی است. بنابراین اولین تفاوت میان دو موجود عینی نیز از طریق ظاهر آن معین می گردد. با این توضیح حال اگر در تعریفی اولیه، شهر را مجموعه ای از ساختمانها، عناصر و مراکز شهری بدانیم، بی شک می بایست ظاهری برای آن متصور گردیم که در صورت هویت دار بودن یا ساخته شدن و هر فعل دیگری بتواند منحصر به خود باشد. الف) عناصر طبیعی و بستر مکانی یک شهرنمود ظاهری از یک شهر در نگاه نخست می تواند شامل عناصر طبیعی و بستر مکانی آن باشد که اغلب به عنوان عناصر و میراث طبیعی در نظر عامه مردم خود نمایی می کنند. زاینده رود اصفهان، عون بن علی تبریز، مثالهایی از عناصر هویت بخش شهرهای ما هستند که امروزه برخی از آنها بدلیل عدم توجهات بصری و شتابزدگی طرحهای توسعه کمرنگ تر شده اند.ساختار طبیعی یک منطقه به عنوان نخستین بستر فعالیتهای اولیه تلقی می شود. تمامی معماران، طراحان و برنامه ریزان با واژگان تجزیه و تحلیل سایت که در وهله اول مربوط به ساختار طبیعی آن است، آشنایی دارند، اما در اغلب موارد برداشتی غیرکارکردی از آنها به عمل می آید. مثالی ساده از این برداشت آنکه ارائه طرحی برای منطقه ای کوهستانی با اقلیمی سرد و فاقد پوشش گیاهی خاص، چندان متفاوت از منطقه ای ساحلی منظور نمی شود؟! و یا آنکه در اغلب موارد، ابعاد توپوگرافیک و عوارض زمین جایگاهی در طراحی ندارند؟!با این مقدمه باید اذعان نمود که شناخت عناصر محیطی به عنوان بستر فعالیت های انسانی می تواند به درک و تحلیل بهتر اشکال مختلف زندگی و فعالیت های انسانی بینجامد. بنابراین فاکتورهای طبیعی، اکولوژیکی و جغرافیایی اولین عناصر هویت بخش به یک شهر و عناصر درون آن تلقی می شوند.این فاکتورها می توانند شامل عناصر زیر باشند:- رودها و نوار ساحلی- ویژگی های اقلیمی( شامل: بارش، دما، رطوبت، باد و غیره)- منابع آبهای سطحی و زیرزمینی- ساختار زمین شناسی و توپوگرافیک- پوشش گیاهی و جانوری- منابع و سایر جاذبه های طبیعیب) عناصر مصنوع یا ساخته شده یک شهر شکل و ساختار ظاهری یک شهر علاوه بر ساختار طبیعی، توسط عناصر و سازندهایی مصنوع به دست انسان شکل می گیرد.هویت کالبدی، آن عامل غالب هویتی است که بافت و ساختار و شکل شهر به آن هویت وابسته است.
از دیدگاه کوئین لینچ عناصر هویت بخشی شهر عبارتند از :
1- راهها و شبکه ارتباطی2- لبه ها3- محله ها4- گره ها5- نشانه ها به تعبیری بافت کالبدی و ساختار مکانی شهرها یکی از مهمترین ابعاد هویتی شهرها را شکل می دهد. از طرفی همین محیط مصنوع است که بعنوان آیینه ای تمام نما از تاریخ و رویدادهای آن مطرح می گردد. از این روی وجه حاضر از شهر مهمترین وجه تمایز میان شهرهای نو و کهن تلقی شده و در طراحی یا توسعه یک شهر می بایست مدنظر باشد. از نگاهی دیگر بافت کالبدی را می توان به دو گروه زیر تقسیم بندی نمود:الف) عناصر باستانی و کهن (معمولا بعنوان بافت تاریخی مطرح می گردد)ب) عناصر جدیدهرکدام از این عناصر نیز براساس عملکرد خود می توانند به عناصر عرصه های عمومی و باز شهری و فضاهای کارکردی و بعبارتی بسته شهری (فضاهای مسکونی، خدماتی، تجاری و ...) تفکیک شوند که از این میان نماهای شهری و فضاهای شهری براساس ویژگیهای کالبدی و نقش کارکردی ویژه خود بعنوان اولین رکن هویت بخش این بخش از عناصر شهرهای امروزی مطرح می گردند.
عناصر کارکردی یا محتوای شهری
با قبول شهر بعنوان موجودی زنده دیگر نمی توان تنها به بعد ظاهری آن نگریست. حال اگر بعد محتوایی یک شهر را منبعث از ابعاد هویتی انسانهای آن بدانیم، می توانیم شاخصه های محتوایی یا کارکردی هویت شهر را بصورت زیر طبقه بندی نماییم:
الف) عناصر اجتماعی (سیاسی و فرهنگی) شهراین عناصر که غالباً با عنوان جغرافیای انسانی شناخته می شوند شامل جمعیت (کمی و کیفی) و فرهنگ شهر یا شهروندان (نژاد، زبان، هنر، پوشش و ...) می گردند؛ بنابراین در این بعد انسان بعنوان محوریت اصلی تلقی می شود. علوم، فنون، مهارت ها، اندیشه ها و تجارب باارزش و سودمندی که از دیگران یا از گذشته می گیریم و یا بدست می آوریم در تحلیل نهایی در این بعد از هویت قرار خواهند گرفت؛ همان گونه که خط، لباس، روشهای تولید، آداب و رسوم و عقاید، جشنها و اعیاد و بسیاری از چیزهای دیگر که از مولفه های ملی و عناصر هویت و متعلقات فرهنگی خویش می دانیم نیز در میان این عناصر طبقه بندی می شوند.
بر این اساس توجه به هویت اجتماعی (فرهنگی- سیاسی) در راستای شناخت هویت واقعی شهری گریزناپذیر است. ب) عناصر اقتصادی شهرآخرین بعد از ابعاد هویت بخش در فضاهای شهری فعالیت هایی است که توسط ساکنان آن از گذشته تا به امروز پایه های اقتصاد شهری را تشکیل می دهد. این فعالیتها را می توان با عنوان عناصر اقتصادی مطرح نمود. برخی از این فعالیت ها که به طور ویژه در مکانها و یا شهرهای خاصی وجود دارند و به یک مکان ویژه جغرافیایی اختصاص دارند، به عنوان یکی از مهمترین ارکان هویتی شهر یا مکان خود نمایی می کنند که از آن میان می توان به فعالیتهای گردشگری، صنایع دستی و فعالیت های ویژه و یا بومی موجود در هر مکان یا شهر اشاره نمود.
The councils role in Germi city spatial organization management
Ayat jahanbnai: M.A.in geography and urbanplanning
E mail: Jahanbani57@yahoo.com
Abstract
In one hand Germi has role of administrative and service in area measurs and role of educational in territorial measures.In others hand has role of economical in national measurs.Improving quality of servicing to city,s resident,s and it,s infiltration is very important.Now lack of manpower in public office and unsuitable of build condition and physical are main barrier .This problem with management spatial organization must been solved by urban managers specially urban Islamic councils.
It is very important to guiding consciously and planning for develoment Germi with using urban spatial mangment. Because Germi placed in condition of topography and hydrology,This condition is favorable to happening unexpected. Now that this research want to investigate role city,s councils and effect to Germi-urban spatial mangment for best servicing to urban resident,s and organize urban activity that caused molding and prefection.
The method of this descriptive research is analysis condition between period Islamic councils and thire role in Germi-urban spatial mangment and obtain necessary data and information according libraly and questionnaire interview. Then analysis through software descriptive statistic EXELL,GIS,SPSS.A grope of300 families city,s residents were asked to this research
Urban Islamic councils is one of the undeniable of urban management that had some decisions consciously or unconsciously have affected to urban spatial organization mangment .but result and efficiency localization or increasing urban services varied during in different perioed.this activity in the first period was more than second and the seconds was more than thirds.This research show that councils have best affected to urban service localization and have relationship between urban service councils localization and increasing urban service index. Lack of classefed and major plans, lack of urban comerhensive plan ,lack of regulation of urban comprehensive plan to guiding urban management, bureaucracy that effects on urban mangemenet and unacquainted resident,s to thire right are unsuitable factor for germi –urban spatial organization Urban Islamic councils based on thire duties and authorities have some drafts to suitable localization or increase for urban service and approving them .Then give to municipality to do it. This subjects will be discussed in chapter5
: Key words
city council - spatial organization-Uraban service- participation- participating management
نقش شوراهای اسلامی درمدیریت سازمان فضایی شهرگرمی
آیت جهانبانی: کارشناس ارشد برنامه ریزی شهری
چکیده
ازآنجا که شهر گرمی دارای نقش اداری – خدماتی در مقیاس ناحیه ای و نقش آموزشی در مقیاس منطقه ای و از طرفی دیگر دارای نقش اقتصادی در مقیاس فرا منطقه ای و ملی است، بهبود کیفیت خدمات رسانی به ساکنان شهر و حوزه نفوذ آن از اهمیت بالایی برخوردار هست که در حال حاضر کمبود نیروی انسانی در ادارات دولتی و نامناسب بودن وضعیت کالبدی و فیزیکی شهر گرمی از موانع جدی در این رابطه می باشند و این مشکل با مدیریت سازمان فضایی شهر از سوی مدیران شهری علی الخصوص شورا های اسلامی برطرف خواهد شد.
هدایت آگاهانه و برنامه ریزی شدۀ جهت توسعه شهر گرمی در قالب مدیریت سازمان فضایی شهر بسیار مهم می باشد، چون وضعیت توپوگرافی و هیدرولوژی منطقه ای که شهر در آن واقع شده، شرایط مساعدی برای وقوع حوادث غیر مترقبه طبیعی در کالبد شهر را فراهم آورده است
باتوجه به این مسائل ، مقاله حاضر درصدد بررسی نقش شوراها و تأثیر آن بر مدیریت سازمان فضایی شهرگرمی در حوزة ارائه خدمات مناسب شهری به شهروندان و سازماندهی فعالیتهای شهری که منجر به شکل گیری و تکامل سازمان فضایی شهرگردیده ،می باشد.
روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی میان شرایط دوره های شوراهای اسلامی و نقش آنها در مدیریت سازمان فضایی شهرگرمی می باشد که داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق کتابخانه ای و پرسشنامه ، مصاحبه بدست آمده است و سپس از طریق نرم افزاری آمار توصیفی EXELL ,GIS, SPSS تجزیه و تحلیل و پردازش گردیده است.جامعه آماری این پژوهش ،خانوارهای ساکن در شهر وبا تعدادنمونه300خانوارشامل می باشد.
شوراهای اسلامی شهربه عنوان یکی از ارکان انکار ناپذیر مدیریت شهری برخی مصوبات وتصمیمات آگاهانه یا ناآگاهانه را درمدیریت سازمان فضایی شهر گرمی داشته است .البته میزان تاثیر گذاری این شوراها در مکان گزینی یا افزایش خدمات شهری، دردوره های مختلف متفاوت بوده بطوریکه دورۀ اول بیشتراز دورۀ دوم ودوره دوم نیزبیشتر از دورۀ سوم بوده است. .
نبود طرح های کلان ومدون، نبود طرح جامع شهر، نبود مقررات وطرح های جامع به عنوان راهنمای مدیریت شهری، دیوانسالاری نهادهای موثر درمدیریت شهری، عدم آگاهی شهروندان وکاربران شهری ازحق خودازعوامل نامناسب سازمان فضایی شهرگرمی است.
کلید واژه ها: شورای شهر-سازمان فضایی -خدمات شهری–مشارکت -مدیریت مشارکت جو
گسترش شهر نشینی، توسعه شهر های موجود، ظهور شهرهای جدید و وقوع تحولات عمیق در سیما و کالبد شهرها از جمله مهمترین رویدادهای دو قرن اخیر محسوب می شوند. نتیجه آشکار انقلاب صنعتی و رشد اقتصادی مبتنی بر سرمایه در کشور های غربی، وقوع چنین رویدادی بوده و این رخداد پس از رواج صنعت و توسعه شیوه سرمایه درای به سایر سرزمین ها از جمله کشورهای توسعه نیافته نیز راه یافت. بدون تردید پدید آمدن تراکم جمیعتی ناشی از شیوه جدید زندگی، بر کلیه جنبه های حیات فردی و اجتماعی مردمان تاثیرات شگرفی داشته و دست اندرکاران امر را در حوزه های عمل و تئوری مشغول خویش ساخته است. همایش ها و سمینار های مختلفی که در این زمینه برگزار می شوند، شاهدی بر اهمیت مساله و تلاشی در جهت ارائه راهکار های جدید و حتی اصلاحاتی کلی در امر توسعه و طراحی شهری است.
در همین راستا، طراحی شهری در چند دهه اخیر اهمیت و جایگاه ویژه ای در جوامع مختلف یافته و خوشبختانه در چند سال گذشته به دلیل احساس نیاز این رشته در زمینه های مختلف شهر سازی من جمله توجه به بافت های قدیمی در قالب بهسازی و تقویت ساختار اجتماعی و بازیابی محیط شهری و حتی روستایی ... به گونه ای هر چند ضعیف ولی محسوس در میان راهکارهای پیشنهادی سازمان های مسئول قابل مشاهده است.
نیاز به متخصص و تحلیل و تطبیق نظریه های مختلف در زمینه طراحی شهری امری است مبرم که سال هاست از چشم و گوش مسولین بدور مانده و یا برنامه های تنظیم شده در این راستا یا به مرحله اجرا نرسیده اند و یا به دلیل عدم وجود ساختاری پویا و روندی مشخص در طراحی با گذشت سال ها جوابگوی نیازها و تغییرات لازمه نبوده اند. ساختاری مشخص که همه الگوها و عوامل تاثیر گذار کنونی را دارا بوده و بتواندبا روندی که در درون خود تعریف می کند، پاسخگوی تغییرات آتی یک جامعه باشد و رفته رفته خود را کامل کند، چه بسا نیاز هایی که اکنون برآورده نشده و در سال های آینده زمینه اجرایی این موارد به وجود آید. در گزارشی که ارایه خواهد شد، با تکیه بر نقش موثر طراحی شهری به بررسی اهمیت و انواع فرایندهای موجود در زمینه طراحی خواهیم پرداخت.
کلمات کلیدی: شهر، طراحی، فرایند، بافت، شهود، جدل، ساختار.
طراحی شهری در توسعه و شکل گیری شهرها
شهر را باید به عنوان بارزترین و پیچیده ترین نظام های اجتماعی به همراه تضاد های درونی اش در نظر گرفت و پویایی نظامات شهری را در طراحی آن به صورتی درونی وارد کرد و می بایست روابط بین اجزاء و نظامات شهری و چگونگی کارکرد و فرایند آنها را در کنار یکدیگر بررسی شود. طراحی شهری، مطمئناً یک محصول نیست. اما به محصولش علاقه مند است. یعنی به محیط مصنوع. شاید اگر بخواهیم دقیق تر مطرح کنیم، باید بگوییم که طراحی شهری فرآیندی است که به شکل دهی فضای شهری می پردازد، و بدین ترتیب، هم به فرآیند شکل دادن می پردازد و هم به فضاهایی که به شکل گیری آنها کمک می کند (مدنی پور، 1379: 155).
چه از زاویه نتیجه کار و چه از زاویه فرایند کار بر برنامه ها و طرح های شهرسازی گذشته خود نظر افکنیم، تاریخ 40 ساله مداخله در شهرهای کشور و مواجهه با شهرنشینی، حاکی از آن است که ما موفق نبوده ایم و اینک با دقت نظر بیشتری باید به مساله طراحی شهری نگریست. تاریخ مشترک ما و شهر هایمان نشان می دهند که مانسبت به رشد شهری در حاشیه واقع شده ایم و ملزومات رشد شهری برای رسیدن به شهری موزون و هماهنگ (یعنی زیرساخت های کالبدی و ذهنی) می بایست در دوران شهر قدیم (1335-1310) که شهر نشینی آهنگی آرام داشت، راهم می شد. چهل سال تاخیر داریم و هنوز هم باور نداریم که می بایست در صدد تدارکاین دو گونه زیر ساخت باشیم و برای زیرساخت های ذهنی همانقدر اعتبار قائل شویم که برای زیر ساخت های کالبدی ارزش قائلیم. من جمله تئوری ها و نظریاتی که در دوره های مختلف تاریخ شهر سازی جهان صورت گرفته و تحلیل و ارایه راهکارها از جانب متخصصین امر، که در جامعه کنونی ما بسیار کمرنگ و بسیاری از مواقع به حربه ای درآمدزا برای زورگیری شهرداری ها از ساکنین شهر تبدیل می شوند. چه بسا بر خلاف الزامات و پیشنهادات طرح تفضیلی، مبنی بر رعایت ارتفاع مناسب در بدنه های شهری، با فروش تراکم، موجبات نابسامانی های جبران ناپذیری را فراهم آورده اند.
باید توجه داشت که متخصصین در چه فرایندی شهر را برنامه ریزی و طراحی می کنند و حضور طراحان شهری در این فرایند کجاست؟ و آیا اصلا فرایندی مشخص در طراحی وجود دارد و یا اینکه به گونه ای موضعی و موقتی با مقولهشهر برخورد می کنند؟ از چه مرحله ای، به بعد سوم شهر و ساماندهی سیما و منظر شهری پرداخته می شود و تاثیرات گذر زمانی را نیز بر آن در نظر گرفت؟ پشتوانه تحقق پذیری اهداف طرح های فرادست، چگونه در فرایند طرح های جدید پیگیری، مدیریت، زمانبندی و اجرا می شود؟ آیا در مسیر اجرا، ساختاری مناسب و هوشمند مسولیت کنترل را با اهداف طرح های فرادست به عهده دارد؟ اینها سوالاتی هستند که ذهن هر متخصصی را به خود مشغول می دارد و با طبع باید توسط همین کارشناسان پاسخ داده شود.
دکتر کوروش گلکار در مقاله ای فرآیند را از خصیصه های بنیادین طراحی شهری معرفی می کند. دو دیدگاه فرآورده و فرایند دو قطب یک طیف را تشکیل می دهند که در طول طیف مذبور نقاط متعددی وجود دارند که ضمن گرایش نسبی به یک قطب خاص، به قطب دیگر نیز بی توجه نیستند.
با استناد به تعریف یاد شده و با مروری کلی بر چگونگی تخصص طراحی شهری در وهله اول با فرایندی روبرو می شویم که کالبد شهر را در ساختاری چند بعدی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد و در ادامه راهکارها و الگوهایی را با پشتوانه منطق توسعه پویا در زمان و مکان مشخص ارایه کرده و به تحلیل و تطبیق آنها می پردازد؛ چنین روندی سرآغاز نگرشی از دیدگاه این حرفه به توسعه سه بعدی زیستگاه ها با توجه به بعد چهارم یعنی زمان است. گستره ای وسیع و پرتکاپو از فضاهای متفاوت شهری که تحت تاثیر مسائل سیاسی و اقتصادی مستقیم جامعه بوده و در دوره ها مختلف زمانی، وجهه ای دیگر به خود می گیرد. و نیازمند ارایه راه حل های جدیدی است. در چنین عرصه ای است که دیدگاه های طراحی شهری به صورتی انعطاف پذیر، در جهت پاسخگویی به موارد ذکر شده، به خصوص در مورد شهرهای جدید وارد عمل می شود و ایده های طراحی و ساماندهی خود را بیان می کند.
کولین رو در کتاب خود موسوم به «کولاژ شهر» به این نکته اشاره می کند که طراحان می بایست در شهر های موجود، از طریق اضافه نمون و یا اصلاح و تنظیم چیزهایی که از قبل در آنجا موجود بوده اقدام نمایند. یعنی فرآیندی که بیشتر شبیه به هنر کولاژ است تا هر شکل دیگری از هنر ها. در مورد تدریجی و مرحله به مرحله بودن مداخلات طراحی شهری گفته اند: «در رابطه با شهر های موجود، طراحی شهری عبارت است از «تعمیر شهری» که در آن همه پروژه ها، هر چند کوچک، تقویت تدریجی بافت شهری و مرمت سامان یافته ی نقاط ضعیف آن کمک می نمایند» (گلکار، 1378: 24).
تعریف فرایند از دیدگاه دیوید برلو
دیوید برلو در کتاب «فراگرد ارتباط» درباره فراگرد چنین می نویسد: «یک فرهنگ لغت، فراگرد را چنین تعریف می کند: هر رویدادی که یک تغییر ممتد در زمان را نشان دهد و یا هر عمل یا نحوه عملی که ممتد باشد».
از مجموعه نوشته های برلو در آن کتاب می توان چنین نتیجه گرفت که:
• فراگرد ایستا نیست، بلکه پویاست.
• فراگرد آغاز و پایان ندارد.
• اجزاء و عناصر یک فراگرد دارای کنش های متقابل اند.
• دارای ردیفی از اجزاء نیست (محسنیان راد، 1384: 70 تا 75).
از مجموع تعاریف ارائه شده در زیر برای طراحی شهری، می توان واژه فرآیند را بعنوان یک واژه کلیدی چنین ریشه یابی کرد.
• طراحی شهری بعنوان «روند» شکل دادن به شکل کالبدی شهر.
• طراحی شهری «فرآیندی» تکاملی و مستمر است که باید در چهار چوب تغییرات مداوم تحقق پذیرد.
• طراحی شهری تصویری است که از طریق یک «فرآیند» واقعیت پیدا می کند.
• طراحی شهری عبارت است از فعالیت ها، عملیات و «فرآیند هایی» که به نظام دهی ظاهری و عملکردی به محیط کالبدی است (بحرینی، 1377: 28).
سه مدل عمومی برای فرایند طراحی
بسیاری از طراحان، شاید اکثریت آنها فرایند طراحی را کاملاً شهودی و غیر قابل توضیح می دانند. افراد دیگر طراحی را فرآیندی عقلی دانسته اند و گروهی دیگر آن را فرآیندی جدلی می دانند.
- روند طراحی به عنوان فرآیندی شهودی:
بسیاری از طراحان محیط، به ویژه معماران، عمل طراحی را رشته ای از اعمال می دانند که درونی و غیر قابل تمایز هستند. فرض می شود که فرآیند طراحی فرآیندی از تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی است که در آن طراح، «جعبه سیاهی» که داده های کسب شده را در فرآیندی مرموز به نتیجه قابل ارائه تبدیل می کند. بعنوان مثال طراحی شهر های اولیه تمدن دره اینوس یا معابد امریکای مرکزی و جنوبی یا کلیساهای اروپا به تفکر خود آگاه قابل ملاحظه ای توجه داشته اند. طراحان آن دوران از فرآیند طراحی درکی شهودی داشتند. از زمان ویترویوس طراحی معماری، فرآیند گزینش اجزاء برای دست یافتن به کلی واحد است. نظر آلبرتی در این مورد بی شباهت به نظریه او نیست.
- روند طراحی بعنوان فرآیندی عقلی:
در این رویه فرآیند تصمیم گیری مجموعه ای از اعمال مجرد به حساب آمده است که در یک نظم خطی متوالی به وقوع می پیوندند. بر اساس این نظریه فرآیند، هرچه مسائل با دقت بیشتری تحلیل شوند، دانش جامع تری بدست می آید و گاهی اوقات محاسبات ریاضی از رویکرد های شهودی خالص رویه عمل طراحی را به نتایج بهتری می رسانند.
یکی از نافذ ترین مدل های طراحی، مدل پیشنهادی «کریستوفر آلکساندر» است. مدل آلکساندر که در تمام حرفه های طراحی محیط کاربرد دارد، رویه عملی طراحی را به دو مرحله اصلی تجزیه و تحلیل، و ترکیب تقسیم می کند.
در مدل آلکساندر مرحله ی تجزیه و تحلیل شامل تجزیه ی مسئله به اجزائی مستقل، ایجاد سلسله مراتبی در میان آنها، و یافتن الگوهایی از محیط است که پاسخگوی نیاز های هر جزء مسئله باشد. فرآیند طراحی شامل ترکیب این اجزاء در کلی واحد است.
«لاگیر» خاطر نشان می کند فرآیند طراحی عبارت است از تجزیه، حل اجزاء و ترکیب راه حل های بخشی در کل واحد که با نام فرآیند روش عقلایی شناخته شده است.
- روند طراحی بعنوان فرآیندی جدلی :
یکی از رویکرد های غالب به این نوع فرآیند، رویکرد «رتیل» است. او فرآیند طراحی را به این گونه شرح می دهد: «طراح برای یافتن راه حل با خود و دیگر افراد ذی نفع جدل می کنند. او زمینه درک وضع موجود را فراهم می آورد. در دوره کار او اصول راه حل رشد می کند و اجرای مورد انتظار و تصمیمات راجع به آن ارزیابی می شود. گروه های ذی نفع در هر دوره اجرا با قبول خطرات آن مشارکت می کنند. از این طریق مسائل همراه با به دست آوردن تصویری روشن تر از راه حل ها دسته بندی میشوند».
در این فرایند دو فعالیت اصلی وجود دارد: ایجاد تنوع، یعنی تشخیص یا تبیین مسئله یا راه حل های ممکن؛ و تقلیل تنوع، به معنای پیش بینی اجرا و ارزیابی و انتخاب مطلوب ترین راه حل حسئله. این فعالیت ها به ترتیب انجام می شوند، ولی رویه انجام آنها فرایندی خطی نیست که مراحل آن به دنبال هم قرار گیرند، بلکه فرآیندی مداوم و جدلی است (لنگ، 1381: 41 تا 49).
نتیجه گیری
می توان با فهم کلمه ی فرآیند و مباحثات آمده در متن را در قالب یک تعریف ساده بدین صورت بیان کرد:
طراحی شهری فرآیندی است جدلی به لحاظ فنی، اقتصادی، اجتماعی، انسانشناختی که سعی دارد تا به مجموعه ای از کیفیت های محیطی عرصه های بیرونی همگانی، بعنوان یک هدف (فرآورده) دست یافته و همچنین خصوصیات و ویژگی های بارزی را در زمینه طراحی شهری داراست:
1- تعریف بهتر، روشنتر و کاملتر مسائل
2- بهینه یابی و درنظر گرفتن راه حل های متعدد و متنوع
3- تسهیل اجرا
4- تصمیم گیری و طراحی منطقی
5- تصمیم گیری باز و صریح
6- مشارکت
7- تصمیم گیری پیچیده
8- تصحیح تصمیمات
9- بالا بردن کارائی در طراحی
10- منظم کردن مراحل طراحی
آشنایی با برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج شهری
نویسنده: آیت جهانبانی کارشناس ارشد وپژوهشگر مطالعات شهری
در این نو شتار سعی گردیده تا با تعریف جامع و مختصر از برخی مفاهیم و اصطلاحات رایج در رابطه با شهر و شهرسازی (برنامه ریزی شهری)، شهروندان را با مسایل تخصصی شهری آشنا نمود.
شهر:
تعاریف و برداشت های مختلفی از شهر وجود دارد که دارای تشابهات و تفاوت هایی است. طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران، شهر، محلی (مکانی) است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخص واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است، به طوری که اکثریت ساکنان دایمی آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردارند. شهر کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای ده هزار نفر جمعیت است. یا مکان تجمع عده کثیری از مردم با سلایق، افکار، رفتار و... متفاوت می باشد. از نظر کالبدی، شهر جایی است که دارای ساختمان های بلند، خیابان ها، پارک ها، ادارات، زیرساخت ها و تاسیسات شهری و... می باشد. در بعد اقتصادی نیز شهر جایی است دارای وجه غالب اشتغال صنعتی، خدماتی و سبک مصرف و زندگی یا شیوه تولید متفاوت از روستا است. یکی از انواع تعریف های رایج از شهر، تعریف عددی آن است. به نحوی که در ایران تا سال65 شهر را مکانی می گفتند که جمعیت آن بیش از 5 هزار نفر باشد و از آن تاریخ به بعد، شهر به جایی گفته می شد که دارای شهرداری باشد.
برنامه ریزی شهری:
یعنی ساماندهی کالبدی- فضای شهر. از طرفی برنامه ریزی شهری عبارت است از تأمین رفاه و آسایش شهرنشینان از طریق ایجاد محیطی بهتر، مساعدتر، سالم تر، آسان تر، موثرتر، و دلپذیرتر. برنامه ریزی شهری یک فعالیت زنده و پویا است و علت پویایی اش آن است که شهر مانند یک موجود زنده است. به مانند یک سیستم عمل می نماید که طیف وسیعی از فعالیت ها (تمام زندگی شهری)، عملکردهای شهری را پوشش می دهد.
شهرسازی:
به مجموعه روشها و تدابیری گفته می شود که متخصصان امور شهری به وسیله آن شهرها را بهتر می سازند. یا به عبارتی شهرسازی یعنی مطالعه طرح ریزی و توسعه شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری. شهرسازی یک کار گروهی و یک کوشش دسته جمعی با شرکت متخصصین علومی است که به نحوی در زمینه مسایل شهری می توانند به مطالعه بپردازند و در جهت بهبود، توسعه و به طور کلی وضع آینده آنها به تعیین برنامه مبادرت کنند.
مدیریت شهری:
عبارت از اداره امور شهربه منظور ارتقای مدیریت پایدار مناطق شهری، با در نظر داشتن و پیروی از اهداف، سیاست های ملی، اقتصادی و اجتماعی کشور. یا مدیریت شهری به عنوان یک چارچوب سازمانی توسعه شهر، به سیاست ها، برنامه ها، طرح ها و عملیاتی اطلاق می شود که بتوانند رشد جمعیت را با دسترسی به زیرساخت های اساسی؛ مانند مسکن و اشتغال مطابقت دهند.
طرح ریزی شهری:
عبارت از مطالعه کیفیت فضاها، کیفیت فیزیکی طرح ها، ارایه طرح های فیزیکی از فضاها و شناخت کیفیت فیزیکی شهری. بوجود آوردن مجموعه های فیزیکی است که در آن بیشتر به کیفیت فضاها و کیفیت فیزیکی طرح ها توجه می شود. در طرح ریزی شهری، روش های تحلیل بصری فرم های شهری بی اندازه موثرند. هدف طرح ریزی شهری جستجوی کیفیات زیبایی بصری از فرم شهری است که بر اساس مصرف اراضی پیش بینی شده در برنامه ریزی شهری قرار دارد. سیاست هایی را که شهرداری ها در رابطه با ضوابط ساختمانی شهر اعمال می نمایند، می توان جزئی از طرح ریزی شهری دانست. طرح ریزی شهری بیشتر با عوامل زیبایی شهری سروکار دارد. یکی از جنبه های مطالعاتی، جنبه کیفی عوامل فرهنگی و اجتماعی شهر است.
سیما و منظر شهر:
سیمای شهری تمام عواملی از شهر را که به دیده می آید و چشم قادر به تماشای آن است؛ یعنی تمام این عواملی که به صورت انفرادی و خاصه در حالتی که به صورت پیوسته و دسته جمعی عمل می کند. از جمله نکاتی که درباره سیمای شهر می توان گفت این است که به دیده آید، به ذهن سپرده شود و سبب شادی و نشاط گردد. منظر شهری نیز هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمان ها، خیابان ها و مکان هایی است که محیط شهری را می سازند. منظر شهری چیزی بیش از مجموعه ساختمان ها و فضاهای غیر ساخته شده است. دو مفهوم سیما و منظر شهری اکثراً به یک معنا و مفهوم و با هم به کار برده شوند.
طراحی شهری:
طراحی شهری تأکید بر کیفیت محیطی عرصه های جمعی و سامان بخشی کالبدی این عرصه ها در جهت ارتقاء کیفیت عملکردی، تجربی، زیباشناختی و زیست محیطی دارد. با کیفیت کالبدی و فضایی محیط سروکار دارد. عبارت از هنر طراحی شهر به صورت سه بعدی، که فعالیت آن در حوزه ای میان معماری، منظر شهری، مهندسی و برنامه ریزی قرار می گیرد. طراحی شهری به صورت فرایندی انسانی در می آید که با بهبود کیفیت کالبدی محیط زیست سروکار دارد. طراحی شهری به طراحی شهرها بدون طراحی ساختمان ها می پردازد که در اینجا مقصود فضاهای عمومی است. یا اینکه حوزه طراحی شهری اساساً فضای بین ساختمان ها را شامل می شود و پیداست که فضای عمومی بین ساختمان ها عموماً خیابان ها و میدان ها است که همان فضاهای عمومی است.
طرح هادی شهری:
طرح هادی طرحی است برای گسترش آتی شهر و نحوه استفاده از زمین های شهری برای عملکردهای مختلف به منظور حل مشکلات حاد و فوری شهر و ارایه راه حل های کوتاه مدت و مناسب برای شهرهایی که دارای طرح جامع نیستند. در واقع اصول کلی توسعه شهرها و هدایت این توسعه را مورد توجه قرار می دهد. آنچه در طرح های جامع شهری بایستی مورد مطالعه ریز قرار گیرد، در طرح هادی به صورت کلی تری مطرح می گردد. از طرح های هادی می توان به عنوان راهنمای توسعه شهر نام برد. این طرح ها از سال 1334 به صورت طرح های گذربندی و شبکه بندی برای شهرها در کشور شروع گردیدند. معمولاً برای دوره زمانی ده ساله و برای شهرهای کوچک و یا شهرهای که کمتر از 25000 نفرجمعیت دارند، تهیه می شود. بیشتر برای شهرهایی تهیه می گردند که فاقد طرح جامع بوده و یا امکان اجرای طرح جامع در آنها فراهم نشده است. طرح هادی دارای سابقه طولانی تری نسبت به طرح های جامع بوده و توسط وزارت کشور تهیه شده که با تشکیل دفاتر فنی استانداری ها، وظیفه تهیه طرح های هادی در هر استان به عهده این دفاتر واگذار گردیده است.
طرح جامع شهری:
به منظور تدوین برنامه و تعیین جهات توسعه شهر و تأمین نیازمندی های آن بر مبنای پیش بینی ها و اهداف توسعه شهری تهیه می شود. طرح جامع شهر، عبارت از طرح بلند مدتی است که در آن نحوه استفاده از اراضی و منطقه بندی مربوط به حوزه های مس ی، صنعتی، خدماتی، اداری و... ، تأسیسات و تجهیزات شهری و نیازمندی های عمومی شهری، خطوط کلی اتباطی و سطح لازم برای ایجاد تأسیسات، تجهیزات و تعیین محدوده های نوسازی، بهسازی و... تعیین می شود. بیشتر در مورد شهرهای بزرگ و شهرهایی که بیش از 25000 نفر جمعیت دارند تهیه می گردد. در واقع به شکل برنامه راهنما عمل می کند یا به شکل سیستمی است که خط مشی اصولی و کلی سیاست های شهری را تعیین می کند. طرح جامع را می توان منطقی جهت انتخاب الگوی صحیح استفاده از اراضی شهری دانست. روش انجام طرح جامع عبارت از مطالعه وضع موجود، تجزیه تحلیل و نتیجه گیری از وضع موجود، تعیین اهداف و اولویت ها، انجام پیش بینی های لازم، ارایه طرح ها و برنامه های توسعه شهری و اجرای آنها می باشد. در واقع طرح های جامع در دو مرحله تهیه می شوند. مرحله اول شامل انجام بررسی ها، شناخت وضع موجود شهر مانند مطالعات جغرافیایی، اقلیمی، تاریخی و بررسی ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی شهر و در بخش آخر این مطالعات جمع بندی و تجزیه و تحلیل می باشد. در مرحله دوم، طرح کالبدی شهر و گزارش های مربوطه ارایه می شود. پس از انقلاب نام طرح های جامع به طرح های توسعه و عمران و حوزه نفوذ شهرها تغییر یافت. به دلایلی نیز مراحل کار نیز از دو مرحله به چهار مرحله افزایش یافت. ویژگی های عمده این طرح ها در معطوف نمودن توجهات به مباحث توسعه و عمران شهری به جای توجه صرف به بحث های کالبدی و نیز توجه به حوزه نفوذ شهرها می باشد.
طرح تفصیلی:
طرحی است که بر اساس معیارها و ضوابط کلی طرح جامع، نحوه استفاده از زمین های شهری را در سطح محلات مختلف شهر و موقعیت و مساحت دقیق زمین برای هر یک از آنها و وضع دقیق و تفصیلی شبکه عبور و مرور و میزان تراکم جمعیت، تراکم در واحدهای شهری، اولویت های مربوط به مناطق بهسازی، توسعه و حل مشکلات شهری و موقعیت کلیه عوامل مختلف شهری در آن تعیین می شود. به دنبال طرح جامع و به منظور انجام برنامه های اجرایی تصویب شده این طرح تهیه می گردد. طرح تفصیلی در حقیقت تنظیم برنامه ای مفصل و انجام اقدامات جزء به جزء در مناطق و محلات شهری و طراحی آنها است. شامل چهار مرحله است:
مرحله بازشناسی
مرحله تثبیت برنامه ها و طرح های اجرایی
مرحله تشخیص و تعیین اولویت ها
مرحله انجام و اجرای محتوای طرح و کاربرد اراضی
سابقه تهیه طرح های جامع و تفصیلی به حدود سال های 47-46 برمی گردد. سازمان مسئول تهیه طرح های جامع و تفصیلی وزارت مسکن و شهرسازی است. این طرح ها در ابتدا برای شهرهایی که طرح جامع آنها به تصویب رسیده بود انجام پذیرفت. پایه و اساس فکر تهیه طرح های تفصیلی در دهه 50 از آن زمان آغاز شد که شهرداری ها در مواجهه با طرح های جامع، به لحاظ کلی بودن مطالعات، امکان پیاده نمودن و اجرای دقیق آن را فراهم نمی دیدند.
محدوده شهر:
برای انجام خدمات و فعالیت های شهری و اقدام در جهت تأمین ساختمان ها، فضاهای شهری و برنامه های عمران شهری حدودی لازم است که بتوان در آن حدود به انجام خدمات شهری و برنامه ریزی در زمینه این خدمات پرداخت. لذا، حدودی را برای این خدمات تعیین می کنند و معمولاً این حدود از طرف مسئولین امور شهری و شهرداری ها مشخص می شود تا بتوان در یک برنامه زمانی مشخص به نوسازی و گسترش شهر پرداخت و خدمات شهری مورد نیاز آن را اعم از برق، آب، تلفن، مسکن، فضای سبز و ... تأمین کرد. این حدود را معمولاً محدوده شهر می گویند. اما در صورتی که شهر در تمام این محدوده گسترده نشده و تنها در قسمت هایی از آن توسعه یافته باشد، مقدار اراضی ساخته شده را در داخل این محدوده شهری، محدوده ساخته شده شهر گویند. در واقع محدوده ساخته شده شهر عبارت از مساحت محدوده شهر منهای اراضی ساخته نشده در داخل این محدوده. همچنین در جهت توسعه های بعدی شهر در مراحل زمانی آینده در اطراف محدوده شهرها حدودی دیگر تعیین می شود که به حریم شهر معروف است. در حقیقت این اراضی جهت گسترش های آتی شهر در نظر گرفته می شوند. حریم شهر را می توان همان خط کمربندی شهر نیز در نظر گرفت.
منطقه بندی:
چگونگی تقسیم و تخصیص اراضی شهر به فعالیت ها و کاربری های مختلف و مهمترین ابزار برای سامان دادن به نظام کاربری زمین محسوب می گردد. ضوابط منطقه بندی نقش اساسی در توزیع و تقسیم کاربری های مختلف و نسبت آنها به یکدیگر دارد و در نتیجه ارتباط تنگاتنگی با موضوع سرانه های کاربری زمین پیدا می کند. یا می توان گفت منطقه بندی عبارت از تقسیم کالبد یک جامعه شهری به منطقه ها برحسب نحوه استفاده از آن در اراضی حال و آینده به منظور نظارت و هدایت عمران اراضی. اصل اساسی در منطقه بندی آن است که شهر به بخش یا منطقه های مختلف تقسیم شود و هر منطقه در جهت اهداف صحیح و درست در موقعیت مکانی مناسب مورد استفاده قرار گیرد.
کاربری زمین:
استفاده از زمین برای کاربردهای مختلف و تعیین مکان استقرار فعالیت ها است. البته تنها تقسیم زمین و تدوین مقررات استفاده از آن مدنظر نیست، بلکه تمام عوامل موثر در کاربری زمین (اقتصادی، اجتماعی، منافع عمومی، محیط زیست، ایمنی، مدیریت و... ) مورد مطالعه قرار می گیرد.
یکی از محورهای اصلی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است. موضوع اصلی در برنامه ریزی کاربری زمین، نحوه تخصیص زمین به کاربری های مختلف و هماهنگ کردن آنها با یکدیگر است.
سرانه های شهری:
یکی از ابزارهایی است که در فرایند برنامه ریزی کاربری زمین، برای محاسبه و برآورد اراضی و توزیع آن میان فعالیت ها یا کاربری های مختلف به کار می رود. در واقع سرانه کاربری زمین به عنوان نوعی معیار و شاخص کمی برای سنجش و مقایسه تغییرات کاربری در جریان زمان مورد استفاده قرار می گیرد. سرانه کاربری زمین تبلور و بیان کمی مجموعه سیاست ها، روش ها و الگوهایی است که برای تعیین انواع کاربری ها، تقسیم اراضی، توزیع فضایی فعالیت ها، ضوابط منطقه بندی، تدوین استانداردهای کاربری و غیره به کار گرفته می شود. امروزه بسیاری از مفاهیم فوق نظیر برنامه ریزی شهری، شهرسازی، مدیریت شهری، طراحی شهری، طراحی منظر و... به عنوان رشته های تحصیلی در دانشگاه های معتبر وجود داشته و متخصصان مختلفی از این علوم در سازمان های ذیربط نظیر وزارت کشور، مسکن و شهرسازی، سازمان مدیریت، استانداری ها، شهرداری ها، مهندسین مشاور شهرسازی و معماری مشغول فعالیت بوده و در روند توسعه شهرها تأثیر گذار هستند.
شورا در معنی لغوی آن، رایزنی و مشورت کردن است و در زبان عربی به معنی برچیدن عسل از خانه زنبور و ریاضت دادن اسبان است تا بر آنها سوار شوند. لیکن در زبان عربی نیز معنی لغوی مراد نبوده بلکه معنی متداول آن عبارتست از: تجمعی برای رایزنی، نظرسنجی و تصمیم گیری می باشد. تمام نحله های فکری، مکاتب و ادیان بر مشورت بین افراد و یا به شکل سازمان یافته تر بر شورا تدکید دارند و در دین مبین اسلام و سیره نبی اکرم(ص) نیز کراراً بر این امر تأکید شده است. «و امرهم شوری بینهم و شاورهم فی الامر» قرآن کریم. اما مشورت شارمان یافته در امور عمومی نیز سابقه ای کهن دارد. در اجتماعات باستانی شورای ریش سفیدان به ویژه در بین النهرین و مصر، امور آبیاری و سازمان دهی کار دسته جمعی را بر عهده در بوده اند. و از جمله اولین شوراهای سازمان یافته با مفهوم سن هدرین در قوم یهود قابل شناسایی در تاریخ است. در یونان باستان شوراها ارکان ادراه شهربودند و تالار شهر و سپس «اگورا» محل برگزاری جلسات شورا بودند. بی مناسبت نیست بدانیم که در تمدن رم باستان زنان ابتدا جزء شهروندان به حساب نمی آمدند! و مدتها بعد توانستند به جرگه شهروندان بپیوندند که نشان از سابقه این نوع بیماری اجتماعی در تمام جوامع داشته است. حضور شوراها در جوامع غربی حتی در حاکمیت یکسان در قرون وسطی (1453- 476 میلادی) علیرغم محدودیتهای بسیار تا حدی موجود بود که از آن جمله به شورای شهر «ونیز» می توان اشاره کرد. با افول قرون وسطی و ظهور رنسانس در اروپا، شوراها در قالب و مفهوم وسیعتری یعنی «جامعه مدنی» مطرح می شود و به بیان دیگر در ذیل آن قرار می گیرد. جامعه مدنی شامل تمام فضاهایی است که از یکسو به حکومت مربوط نیست و زیر نفوذ کامل حکومت قرار ندارند و از سوی دیگر خارج از حیطه فردی و فیمابین فرد و حکومت قرار می گیرد و عملاً در تمایز سه عرصه خصوصی و عمومی و حکومتی جایگاه مهم و گستره عمومی را شامل می شود و به شهروندان تعلق دارد. تاریخچه شورا و انجمن شهر در ایران: نظام حکومتی در یاران طی قرون متمادی(حدود2500 سال) و بر حسب شرایط جغرافیایی و امنیتی و اجتماعی کشور «نظام استبدادی شاهی» و یا به تعبیر ماکس وبر «سلطان سالاری» بوده و با غلبه یکسویه این نظام، آنها با ارتش حرفه ای و کار آمد، عملاً شرایطی را فراهم آورده بودند که ایرانیان باستان خصوصاً روستاییان برای تأمین امنیت از حمله و تجاوز مهاجمان و حفظ خود، قدرت و استبداد را ضروری می دانستند و تجار و پیشه وران شهری هم برای حفظ خود و سرمایه حاصله استبداد را ترجیح می دادند. و طی سالیان طولانی سه رکن جامعه ایران (روستائیان،ایلات و عشایر و نظام شهری) در تعادل پایدار گذران روزگار کرده اند و عملاً با وجود استبداد پدیده های گوناگونی که با مردم سالاری رابطه دارند، فرصت عرض اندام به کف نمی آورند. پس از پیروزی انقلاب مشروطیت در زمان مظفرالدین شاه(1285 خورشیدی) و تصویب قانون انجمنهای ایالتی و ولایات (1286 خورشیدی) اولین قدم در خصوص مردمی کردن مدیریت شهری برداشته شد و جالب اینکه چهار سال بعد در سال1290 دولت وقت مجوز انحلال این نهاد مردمی را از مجلس شورای مای دریافت کرد! نظام شورایی تا پیروزی انقلاب اسلامی بدون نمود چشمگیری همیشه در حاشیه و بی خاصیت باقی ماند ولی با تحولات انقلاب اسلامی ، مباحث شورایی بطور جدی مطرح و در اصول قانون اساسی نیز توجه مناسبی بهآن صورت گرفت. و در اصول 100 الی 106 جایگاه و وظایف کلان شوراها تصریح شد. لکن تا استقرار نظام شورایی مردم ایران 20 سال منتظر نشسته و دولت و مجلس مکرراً قوانین مربوط به شوراها را تجدیدنظرکردند و قانون سال 1375 خورشیدی با حداقل اختیارات شوراها و حداکثر اختیارات دولت و چسبندگی چشمگیر این نهاد مردمی با حاکمیت از تصویب مجلس پنجم شورای اسلامی گذشت و شوراها در امتداد ساخت سیاسی حاکمیت به عنوان یک کارگزار محلی شناخته شدند. تقویت شورا و افزایش اختیارات آنان به منظور تحقق «مدیرت واحد شهری» و نظارت بهتر بر عملکرد نهادهای خدمات رسانی شهری و تبدیل نشده آنها به حیاط خلوت شهرداریها، می بایست سرلوحه کار دولت عدالت محور و مجلس محترم قرار گیرد. البته در گزینش نیروهای داوطلب برای عضویت در شوراها بایستی حساسیت بیشتری مبذول گردد تا نیروهای با فضیلت، شایسته و امانت دار که روحیه افزون طلبی، انحصار گرایی و رانت خواری نداشته باشند برای ارائه خدمت صادقانه به مردم معرفی گردند زیرا تجربه و مدل مدیریتی موفق در نظام شورایی یعنی «حذف رانت خواری و سوء استفاده در مدیریت شهری» و به گمان بنده مافیای قدرتمندی که به جای متخصصان متعهد، شهرها را می سازند و به نفع منافع خود شکل می دهند و صاحبان ثروتهای بادآورده هیچگاه پذیرای این مولود نبوده و به هیچ وجه آرزومند موفقیت و افزایش اختیارات و نظارت شوراها نمی باشند.
وظایف شهرداریها در حوزه خدمات شهری عمده وظایف شهرداریها در حوزه خدمات شهری در چا رچوب مفاد ماده 55قانون شهرداری تعریف شده است.وآنچه که به عنوان خدمات شهری توسط این نهاد عمومی انجام میشود به شرح زیر است:
1- خیابان سازی وآسفالت سازی شامل:-احداث وتوسعه وتسطیع معابر-آسفالت-جدول سازی –پیاده روسازی –تعمیرات ولکه گیری آسفالت وکف سازی های معابر
2-خدمات بهداشتی شهری شامل:-رفت وروب ونظافت شهر-جمع آوری وحمل ودفع زباله-خدمات بهداشتی ودرمانی –کشتار گاه –گورستان وغسالخانه –مبارزه با آلودگی هوا
3-پارک سازی ودرختکاری وزیباسازی شهر شامل:-ایجاد وتوسعه ونگهداری پارکها –در ختکاری معابر (ایجاد ونگهداری) –میادین وتزیُنات شهری –چراغانی وجشن ها
۴-حفاظت شهر شامل:-جلوگیری از وقوع حریق-اطفاء حریق-سیل بندی ومسیل ها –دفاع غیر نظامی –رفع خطر ازساختمان های شکسته وکهنه ومزاحم-ترافیک
5-فواید عامه شامل:-آب فاضلاب- برق-گاز
6-خدمات اجتماعی شامل:-امور اصناف وپیشوران ونظارت در نرخ هاواوزان-خانه سازی وتجدید بنای محله های قدیمی-جلب سیا حان وهتل ومهما نخانه –حمل ونقل شهری –امور ورزشی وتربییتی وتفریحات سالم-موزه هاونمایشگاه هاوکتابخانه های عمومی بر اساس قانون شهرداریها(1334)تقریبا تمام تاسیسات شهری از جمله تاسیسات آب ففاضلاب وبرق زیر نظر شهرداری ها اداره می شد،اما بارشد وگسترش نظام اداری کشور ،اداره این تاسیسات به سازمانهای دولتی وابسته به وزارت نیروواگذار گردید واداره تاسیسات گاز رسانی نیز بر عهده شرکت ملی گاز ایران نهاده شد وشهرداریها نقش قبلی خود را در اداره تاسیسات خدمات شهری در جهت تاُمین انرژی از دست دادند . اما اکنون تاسیساتی که در مدیریت وبرنامه ریزی آنها به عهده شهرداری است، عبارتند از گورستان ها ، میادین میوه وتره بار،پایانه های مسافر بری وگشتارگاه های شهری .همان طور که بیان شد شهرداری هابه عنوان نهاد اجرایی ،مدیریت شهری که وظیفه حفاظت از فضاهای شهری ،ساخت وساز واجرای برنامه های توسعه شهری را بر عهده داردلذا هر گونه دخلوترف درفضای شهری باید باکسب اجازه از این نهاد صورت گیرد .وظایف خدمات شهری شهرداریها از نظر توزیع اعتبارات بودجه ای -درقالب برنامه های زیر تعریف ودسته بندی شده است:1-برنامه رفت وروب ونظافت شهر الف-رفت وروب ونظافت شهر ب-جمع آوری ودفع زباله ج-دفع حیوانات مزاحم
2-برنامه نگهداری وبهبود محیط شهری الف-اداره امور گشتارگاه ها ب-اداره امور گورستانها ج-اداره امور پارکها وفضای سبز 0(نگهداری پارکهاو فضای سبز نگهداری میادین) د-پلاک کوبی ونام گذاری
3-امور آتش نشانی و خدمات ایمنی وحفاظت شهر الف –جلو گیری از وقوع حریق واطفاءآن ب- رفع خطرازساختمان های شکننده وکهنه ومزاحم ج-نگهداری ولایروبی مسیل ها د- هدایت آبهای سطحی ذ- نگهداری ومراقبت از شبکه فاضلاب
4-برنامه بهبود ترافیک الف-ترافیک شهری (مطالعات ومدیریت سیستم حمل ونقل ترافیک)ب-اداره امور پارکینکها وپاراکو مترها )
5-برنامه حمل ونقل شهری الف-اتوبوس رانیو مینی بوس رانی ب- تاکسیرانی ج- اداره امور حمل ونقل زیر زمینی
6-برنامه خدمات اجتماعی الف- اداره امور هتل ها ورستوران ها ی وابسته به شهرداری ب- نگهداری مجتمع های تفریحی وابسته به شهرداری ج-کمک در امور ورزشی، تفریحات سالم ونظارتبر امور سینما ها با توجه به موارد مذکور به نظر می رسد شهرداریها به عنوان مهم ترین عامل ایجاد مولفه های ز ندگی شهری وظایف خطیری پیش رو داشته وعلاوه بر انجام وظایف پیش بینی شده در قانون شهرداری ها وافزایش رو به رشد تعداد شهر هاو جمعیت شهر نشینی،وظیفه شهرداری ها به عنوان ارایه کننده بخشی از خدمات شهری صرف ،از اهمییت بیشتری بر خوردار باشد.گر چه این توجه در قانون برنامه سوم وچهارم اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی کشور مدنظر قرار گرفته است ولی تاکنون در واگذاری وظایف جدید (البته وظایف منتزع شده از شهرداری ها در سال های قبل) اقدام عملی صورت نگرفته است .شهرداری ها به منظور ارایه خدمات مطلوب به شهروندان و به د لیل گستردگی حوزه خد مات شهری ،ووظایف خاصی که در نظافت ورفت وروب شهر،خدمات حمل و نقل عمومی ،خدمات ایمنی و....بر عهده دارندعموماً اقدام به تاسیس سازمان های تخصصی متولی،خدمات شهری در حوزه های مختلف به شرح زیر می نمایند البته این واحد ها با توجه به بزرگی شهر ودرجه شهرداری متفاوت،متنوع ودارای وظایف خاص نیز می باشند،بنابراین تشکیل نهاد های تخصصی برای انجام وظایف خاص یکی از برنامه های حکومت های –سازمان پارکها وفضای سبز – سازمان گورستا ن ها-سازمان میادین میوه وتره بار-سازمان زیبا سازی- سازمان گشتارگاه ها-سازمان بازیا فت وتبدیل مواد-سازمان خدمات موتوری سازمان اتوبوسرانی –سازمان مینی بوسرانی –سازمان نظارت بر تاکسرانی خدمات شهری ومشارکت مردمی مشارکت اگر چه به معنای عام آن از دیر باز بازندگی انسان پیوندداشته،اما به معنای جدید ازعرصه سیاست وپس از جنگ دوم جهانی آغاز گردید.علی رغم شکل گیری اندیشه مشارکت درتمام ابعاد زندگی،این گستردش هنوز به صورت علمی دیده نمی شود.در میان عواملی که ازگسترش سریع مشارکت جلوگیری می کنند،نبود فلسفه ای که کوشش های مشارکت جویا نه رافراهم آورد،فهم آن راآسان گرداند ونسبت به آن تعهد بیا فزاید بارز است.مشارکت پدیدهای ذهنی است که بدون فلسفه ای کارساز وراهگشا نمی تواند به صورت جزیُ از فرهنگ مردم درآید.تازه ترین زمینه مشارکتً مشارکت شهروندان دراداره امور شهر هاست.ًاین مشارکت یکی ازالزامات زندگی شهری است وهنگامی تحقق می یابد که شهرنشینان از حالت فردی که صرفاًدر مکانی به نام شهرزندگی می کنند درآیندوبه شهروند بدل شوند.واژه مشارکت از حیث لغوی به معنای درگیری وتجمع برای منظور ی خاص می با شد.درمورد اصطلاح آن بحث های فراوانی شده است ولی در مجموع می توان جو هره اصلی آنرا درگیری،فعالیت وتاثیرپذیری دانست،لذا می توان گفت مشارکت عبارتست از در گیری ذهنی وعاطفی اشخاص درموقعیت های گروهی که آنان رابر می انگیزد تا برای دستیابی به هدف های گروهی یکدیگررا یاری دهند ودر مسوُلیت کارشریک شوند.وقتی ازمشارکت مردم دراداره امور شهر ها سخن می گوییم،بلا فاصله متوجه تنوع بسیارزیاد آن شده ومشاهده می کنیم که طیف های وسیعی رادر درون خود جای می دهند واین پرسش مطرح می شود که ظر فیت مردم یک شهر برای مشارکت در ارایه خدمات شهری شهرشان توسط چه عاملی تعین می شود؟پاسخ این پرسش بستگی به چند عامل دارد:-فرهنگ سیاسی مردم-میزان فراهم بودن مقتضیات مدیریت مشارکتی –قواعد وقوانین حاکم برزندگی مردم اداره امور شهرها وارایه خدمات شهری در تمام شهر های دنیاواز جمله کشور ایران،مستلزم هزینه کردن مقادیر قابل توجهی است.به طور معمول شهرداری ها به عنوان متولیان اصلی ارایه خدمات شهری ،برای تامین هزینه فعالیت های خود ازپنج منبع اصلی استفاده می کنند.1
1-دریافت ازدولت مرکزی وکمک های بلا عوض بخش دولتی
2-دریافت عوارض ومالیات از شهروندان
3-فروش اموال ودارایی ها وعواید متفرقه
4-فروش کالا هاوخدمات تولید وعرضه شده توسط شهرداریها
5-دریافت وام نقش ومشارکت مردم در تامین مالی هزینه های خدمات شهری درچه زمینه هایی تجلی می کند؟بیشتر متخصصین متعقدند که این نقش بیشتر در زمینه پرداخت عوارض ومالیات متجلی می شود.شهری که مردم آن قادر به تامین عوارض باحجم بالا باشند،قادر به کمک های بلا عوض بیشتری نیز خواهند بود.همچنین در خصوص نحوه مشارکت مردم دراداره امورشهر ها از طریق تامین نیروی انسانی نیز این پرسش مطرح است که ظرفیت یک شهر برای تامین نیروی انسانی اجرای طرح های شهری وخدمات شهری توسط چه عواملی تعین می شود؟به نظر می رسد موثرترین عامل دراین زمینه اندازه وترکیب جمعیت است.به طوری که دراین زمینه اندازه وترکیب جمعیت است.به طوری که هر چه تعداد جمعیت در یک شهر بیشتر باشد،عرصه نیروی داوطلب انجام خدمات شهری نیز بیشتر خواهدبود.از طرفی هرچه میزان فراغت افراد نیز بیشتر باشد تمایل بیشتری به مشارکت درارایه خدمات شهری خواهند داشت.از جمله عمده ترین موضوعات خدمات شهری که مردم در آن میتوانند به طور موثر نقش داشته باشند،عبارتنداز:-مشارکت درآبادانی شهرشهربه عنوان محل زندگی انسان بایدویژگی هاوشرایط مناسب آسایش ورفاه اوراداشته باشدویکی ازمهم ترین عناصر ساختاری شهرکه از اهمیت بسیاری درآسایش زندگی برخوردار است،مسکن می باشد.بیشترین فضاهای شهری رامسکن وکاربری های مسکونی تشکیل می دهندوتامین مسکن نیز ازمشکل ترین نیازهای شهروندان است.لذا بهره نگرفتن ازمشارکت مردمی درتمامی برنامه های توسعه شهری ازجمله تامین مسکن سبب می شود تا برنا مه هایی کهنظرات مردمرا درنظرات مردم رادرنظر نگرفته وهدف راتنها تامین وتحویل واحدهای مسکونی قرارمی دهند بسیارناموفق بوده وبه اتلاف منابع زیادی منجر گردید.مشارکت در تامین ایمنی شهربسترزندگی شهر راایمنی تشکیل می دهد.ایمنی رامجمو عه اقداماتی دانسته اند که برای رفع ویا کاهش خسارت جانی ومالی ناشی احوداث انجام می شود.مهم ترین سازمان تامین کننده ایمنی درشهر ها،آتش نشانی است.بی گمان بدون مشارکت مردمی در همرهی با آتش نشانی ها،این سازمان به خوبی ازعهده انجام وظایف خود بر نخوا هد آمد.مشارکت در بهبود محیط شهری بنابراین یکی از وظایف اساسی مدیریت شهری برای فراهم آوردن شرایط مناسب زیست شایسته انسانی در شهرها،توجه به بهبود محیط شهری است.روشن است که با توجه به معضلاتی که بر شمرد شد وبه دلیل گستردگی وپیچیدگی مسایل محط زیستی وپر هزینه بودن روش هاو ابزارهای مقا بله با آن،بهترین گزینه بررسی مدیریت شهری بهره گیری از مشارکت مردمی جهت محیط شهری است.خلاصه این که مشارکت مردمی دراجرای طرح های عمران وخدمات شهری اهمیتی بنیادین دارد.برخی ازمهم ترین اثرات مثبت مشارکت مردمی در این طرح ها به شرح زیر است:1-تامین نیروی انسانی ما هر برای اجرای طرح طبق برنامه منظم و توافق شده.2-نظارت مستقیم وفعال نماینده مردم در اجرای طرح.3-صر فه جویی بسیار در هزینه اجرای طرح.4-جلوگیری از توقف عملیات به جهت مشارکت همه جانبه مردم.5-شتاب بخشی به اجرای طرح.6-بهبود کیفیت اجرایی طرح از نظر فنی .7-بهره گیری کامل از طرح بلا فاصله پس ازپایان عملیات.8-تلاش در نگهداری ومراقبت از طرح تمام شده به شکل دایُمی.9-تاثیر زیاد طرح در زندگی مردم.10عدم بروز مخالفت وتعارض های اجتماعی.تمام شد

نویسنده: آیت جهانبانی کارشناس ارشدوپژوهشگر برنامه ریزی شهری 

تهیه طرحهای توسعه شهری در کشورمان عمدتاً بر شیوههای سنتی آن یا به بیانی، طرحهای «جامع» و «تفصیلی» تکیه دارد که محتوای برنامه کاربری زمین در آنها به تبع الگوهای مرجع، اساساً به تهیه «نقشه کاربری زمین»، تدوین و تنظیم «جدول سطوح و سرانههای کاربری» و ارائه «دفترچه ضوابط و مقررات» محدود شده است و در این شیوه، توجه به جنبههای اقتصادی، محیطی، حقوقی، اجتماعی و توسعه پایدار از تجلی و اهمیت چشمگیری برخوردار است.
اصولاً طرحهای توسعه شهری با این شیوه نگرش به دلیل نداشتن پیششرطهای لازم و عدم انطباق با شرایط ویژه شهرهای کشور، در عمل با اهداف و سیاستگذاری علمی و اصولی بهرهگیری از کاربری زمین همسو و هماهنگ نیستند و به اجبار یا باید تابع وضعیت موجود شهرها باشند و یا با ضوابط و معیارهای غیرواقعی، چارچوب سیاستها و برنامههای خود را به شهرها تحمیل سازند. به همین دلیل، به واقع نظام شهرسازی کشور در زمینه «برنامهریزی کاربری زمین» محتوای اصولی و جامع خود را از دست داده و از سیاستگذاریهای هدفمند و روشمند تهی شده است. به نحوی که نتایج ارزیابی تجارب طرحهای توسعه شهری چند دهة اخیر کشور نشان میدهد که اصولاً طرحهای تهیهشده، در زمینه تحقق اهدافشان، در مجموع موفقیتی نداشتهاند. به ویژه این عدم موفقیت در زمینه پیشبینی جمعیت شهرها و فعالیتهای اقتصادی و اشتغال آنها کاملاً چشمگیر و آشکار است. تدوین و تنظیم «جدول سطوح و سرانههای کاربری» نیز از دیگر اهداف اساسی و اصلی طرحهای توسعه شهری کنونی کشور محسوب میشود که در عین حال، در روند مطالعات این طرحها از جنبة نحوه توزیع و تقسیم اراضی شهرها به کاربریها و کارکردهای فیزیکی مختلف، از اهمیت و نقش بسیار مهمی برخوردار است و معیار و ملاک اساسی فعالیتهای اجرایی مدیریت شهری را تشکیل میدهد، اما به واقع باید توجه داشت که نظام مبتنی بر «برنامهریزی سرانهای» از عوامل عمده بروز معضلات شهری در کشور است و تجارب کشورهای توسعهیافته به روشنی ناموفق بودن این شیوه برنامهریزی را آشکار ساخته است و ابعاد مختلف معضلات ناشی از آن را نیز در شهرهای کشورمان مشاهده میکنیم. چه، اصولاً مجموعه روشها و فنون تعیین سرانههای شهری، یا بهطورکلی از مفهوم برنامهریزی کاربری زمین و جامعنگری مفهوم توسعه بیبهره هستند و یا پیششرطهای لازم برای کاربرد اصولی و علمی آنها در طرحهای توسعه شهری به وجود نیامده است. از این روست که میتوان گفت؛ ابزار «سرانههای کاربری» به دلیل ویژگی کالبدی ـ کارکردی، بسیار نارساتر و ناتوانتر از آن است که بتواند به تنهایی به نیازهای برنامهای و ابعاد حقوقی، اقتصادی و اجتماعی استفاده از زمین و فضا پاسخ گوید. به همین دلیل نیز ارقام و اعداد تعیین و ارائهشده در این جداول به ندرت ممکن است که در واقعیت رشد و توسعه شهرها تحقق پذیرند و جنبة واقعی به خود گیرند. امروزه براساس تجارب کسبشده به جرأت میتوان گفت که منشأ مهمی از مسایل و مشکلات کاربری زمین در شهرهای کشور، زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی هستند و این مشکلات، صرفاً با تهیه «نقشه کاربری زمین» و تدوین «جدول سطوح و سرانههای کاربری» و یا ارائه «دفترچه ضوابط و مقررات» نمیتوانند قابل رفع و حل باشند. بنابراین، حل این مشکلات را عمدتاً باید در زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی شهرها جست و جو کرد تا برمبنای آن، بتوان تمهیدات راهبردی بهرهوری مناسب از زمین در شهرها را فراهم آورد و آنها را منطبق بر ویژگیها و واقعیتهای موجودشان در بستر توسعه متوازن و پایدار قرار داد. در عین حال، تجربه بیش از 30 سال تهیه طرحهای توسعه شهری در کشور نشان میدهد که یکی از عوامل عمده و تعیینکننده در ناکارآمدی طرحهای توسعه شهری با رویکرد جامع و تفصیلی، مقوله مالکیت زمین و بضاعت ناچیز سازمانها و نهادهای دولتی در این زمینه در داخل محدوده شهرهاست. اصولاً ماهیت طرحهای توسعه شهری با رویکرد موجود، توجه به مقوله مالکیت را بر نمیتابد و شرح خدمات آنها نیز ضرورت چنین توجهی را ایجاب نمیکند. چه، آنچه از دید این طرحها در اولویت توجه قرار دارد، امکان تأمین سطوح برآورده شده بر اساس جدول «سرانههای کاربری» است. به نحوی که پس ازتعیین موفقیت کاربریهای خدماتی و انعکاس آن روی «نقشه کاربری زمین» به صورت لکههای رنگارنگ، نقش و وظیفه این طرحها خاتمه یافته تلقی میشود، در حالی که مشکل اصلی سازمانهای اجرایی و مدیریتهای شهری از همین جا آغاز میشود. چرا که از یک سو عدم بضاعت سازمانها و نهادهای دولتی و مدیریتی برای تملک زمینهای تعیین شده برای کاربریهای خدماتی و از سوی دیگر، گرایش و شوق مالکان خصوصی برای احیای زمینهای خود و تبدیل آنها به کاربریهای سودآور (تجاری و مسکونی) کشمکشی را برای مدیریتهای شهری به وجود میآورد که در نهایت، یا آنان را وادار به نادیدهگرفتن تخلف از سوی مالکان زمین میسازد و یا در مواجهه با مالکان خصوصی تنشها و برخوردهای عصبی را به آنها تحمیل میکند. در چنین شرایطی، نهتنها توصیهها و پیشنهادهای طرحهای توسعه شهری تحقق نمییابد، بلکه خود زمینهساز مشکلی مزید بر سایر مشکلات شهری میشود. از آنجا که این مشکل سالهاست در کشور ما لاینحل باقیمانده است، به نظر میرسد که تنها راه حل آن، تغییر شیوه برنامهریزی و تهیه طرحهای توسعه شهری و جایگزینی رویکرد «راهبردی» به جای رویکرد «جامع و تفصیلی» است، چون اصولاً طرحهای راهبردی بر تعیین موقعیت کاربری به صورت لکههای مشخص تأکید ندارند و برنامهریزی آنها در تأمین نیازهای خدماتی و رفاهی ساکنان شهرها، عمدتاً بر امکان عملیبودن و قابلیت تحقق توصیهها و پیشبینیها متکی است و به دور از نگرشهای آمرانه با جلب مشارکت عمومی میتوانند مدیریتهای شهری رادر توسعه و ساماندهی شهرها هدایت کنند و زمینهساز ارتقای کیفیت زندگی شهروندان شوند. 

نظرات ()